ورود

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تعاریف پایه از دغ و کویر


Magnum
18-05-2011, 05:29 PM
تعاریف پایه از دغ و کویر

چنانچه بيابان را يك بوم­سازگان درنظر بگيريم كه مرز هاي آن با استفاده از شاخص­هايي نظير اقليم‘ خاك ‘ پوشش گياهي و..... تعيين مي­شود دغ و كوير در داخل آن تشكيل مي­شوند. در حقيقت‘ از نظر پيكر شناسي زمين ‘ دغ و كوير دو ريختار(تيپ) از واحد پلايا در يك چشم­انداز بيابان هستند.چون هنوز تعريف مشخص و كاملي در مورد بيابان ارايه نشده تعاريف دغ و كوير از يكديگر متمايز نگرديده­اند .ولي آنچه مسلم است‘ تفاوت اين دو به معيارهاي خاكشناسي برمي­گردد.

دغ و كوير به طور معمول به اراضي­ايي كه در پاياب حوضه­هاي آبريز داخلي و يا مسيرهاي كم شيب مسيلها قرار دارند گفته مي­شود كه پوشيده از رسوبهاي ريزدانه حاصل از ته­نشيني است.

http://nature.harferooz.com/photos/images/478kavir60_FF.jpg (http://nature.harferooz.com/photos/view.php?filename=478kavir60_FF.jpg)


از نظر نگارش فارسي دغ(دال با غين)به معني زمين بي گياه صحيح است نه دق(با دال و قاف) به معني كوبيدن‘ با اين وصف در حال حاضر در بيشتر منابع علمي دغ را با دال وقاف بكار برده­اند.

كوير يك كلمه فارسي اصيل آريايي است كه به معني زمين وسيع و شوره­زار. اصلا كور(كاف ساكن و واو بشدت تلفظ مي­شود) در زبان سنسكريت به معني نمك است.

دركتاب فرهنگ نظام (جلد سوم تأليف سيد محمد علي داعي الاسلام) دق ( با "دال" و "قاف" )به معني كوبيدن و دق الباب به معناي كوبيدن درخانه و آرد كردن آورده شده است در حاليكه دغ ( با حروف نوشتاري " دال " و " غين " )* را زمين بي گياه آورده است و دغ سر را به كسي كه پيش سرش مو نداشته باشد ، اطلاق كرده است. در همان منبع نيز آمده كه : " در زبان محلي اناركي‘ دغ زميني است كه بر آن سيلاب آمده و خشكيده و يك طبقه از گل محكم احداث شده كه مانع روئيدن چيزي است " .

همچنين در فرهنگ فارسي معين و عميد‘ دغ به معني زميني كه علف و گياه (http://nature.harferooz.com/www.nature.harferooz.com)در آن نرويد آورده شده است و دغسر به سر بي موي طاس و كسي كه ريش و سبيل و ابرو و مژه را پاك بتراشد گفته شده است.

تنها در فرهنگ فارسي عميد علاوه بر اين از كلمه دك نيز براي دغ استفاده شده است و دك را به معني ريگستان يا زمين هموار و كوبيده و هموار ، همچنين مترادف با دغ ، سر بي مو ، زمين خشك و سخت ، زمين بي آب و علف ، درخت بي برگ گفته شده است . در همين منبع دك و لك به معني خشك و خالي ، زمين بي آب و علف كه با نگارش دق و لق يا دغ و لغ نيز بكار برده شده است .

آنچه مسلم است از نظر نوشتاري "دغ" صحيح است و منظور زمين بي گياه است كه محدوديتي مانع رويش در آن مي­شود.