قدیمی 20-04-2011, 10:29 AM   #1
(کاربر طلایی)
 
emily آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2011
نوشته ها: 956   (نمایش پست ها)
تشکر: 4
25 بار در 22 پست از ایشان تشکر شده است
Not Ranked  0 score     
Picto Carnet Fiche Prestataire حرفها و خواسته های شکارچی


حرفها و خواسته های شکارچی




قوچ تروفه اصفهان و محیط بان منطقه حفاظت شده موته.

در روزنامه همشهري مورخ 26/2/86 مقاله‌اي در جهت محكوم كردن شكار ورزشي و تروفه به قلم يكي از كارشناسان سابق محيط‌زيست درج شده بود كه مي‌تواند علاقه‌مندان به شكار و به‌خصوص شكارچيان جوان را از مسير شكار ورزشي که همان شكار حيوانات نر و پير و از كارافتاده است، به سمت شكار حيوانات جوان و ماده‌ها و يا «تعدادكشي» منحرف كند. در موقعيت فعلي حيات‌وحش كشور كه تعداد حيوانات شكاري به حداقل رسيده‌ است، اين امر مي‌تواند ضررهاي جبران ناپذيري را متوجه آنان كند. لذا بر آن شديم تا نكات چندي را در اين رابطه روشن سازيم.

1 - شكار امري است فطري و غريزي كه بيش از صدها هزارسال با بشر عجين بوده است. اجداد ما نيز در طي اين دوران طولاني شكارچي بودند و از اين راه ارتزاق مي‌كردند.

2 - در هيچ‌يك از اديان رسمي و نيز در هيچ‌يك از كشورهاي متمدن و يا در حال توسعه جهان، شكار نه تنها نفي نشده بلكه قوانين خاصي در اين رابطه وضع و اجرا مي‌شود. حتي در بسياري از كشورها، به‌خصوص كشورهاي افريقايي، درآمد حاصل از شكار و توريسم با درآمد نفت و گاز برابري كرده و از بابت كاهش حيوانات نيز نگراني وجود ندارد.

درست همان‌طور كه روزانه در تمام جهان ميليون‌ها رأس گاو و گوسفند و صدها ميليون قطعه پرندگان گوشتي كشتار مي‌شوند و هرگز از بابت به خطر افتادن نسل مرغ و خروس و گوسفند و غيره دغدغه‌اي در كار نيست. پس مشكل در جاي ديگري است كه در صورت لزوم جداگانه بحث خواهد شد.

3 - از بيش از يكصد سال قبل، ابتدا در مجامع شكار اروپا و سپس در ساير كشورهاي جهان به جهت كاهش حيوانات شكاري و به‌طور كلي حيات‌وحش و در راستاي حفظ حيوانات ماده و نيز نرهاي جوان كه داراي قابليت باروري بالا و در نتيجه حفظ نسل هستند، سعي بر آن شد كه شكارچيان را به سمت شكار ورزشي و تروفه كه همان شكار حيوانات نر، پير و سالخورده است، سوق داده و تشويق كنند.

چرا كه اين حيوانات علاوه بر آن‌كه خود قابليت باروري كافي ندارند، به علت وجود شاخ‌هاي بزرگ و سنگين و استفاده از آنها جهت منازعه بر سر ماده‌ها مانع جفت‌گيري نرهاي جوان با شاخ‌هاي كوچك و قابليت باروري بالا با ژني قوي و سالم مي‌شوند و لذا شكار كردن آنها علاوه بر تحصيل تروفه‌اي ارزشمند توسط شكارچي و حفظ آثار طبيعي ملي، حكم هرس گياهان اضافي، پير و غير بارور توسط باغبان در باغ را دارد.

يك كل، قوچ و يا گوزن پير با استفاده از شاخ‌هاي سنگين و مهيب خود معمولاً چندين ماده را به صورت حرمسرا جدا كرده و نه خود با آنها جفتگيري كرده و نه اجازه اين كار را به نرهاي جوان مي‌دهد و ممكن است تعداد زيادي از اين حيوانات ماده به‌صورت غير بارور (قِسِِر) باقي مانده و الباقي نيز از ژن ضعيف و معيوب باردار شوند.

4 - در راستاي اين امر يعني تشويق شكارچيان تروفه، سازمان‌هاي متعددي در جهان تشكيل شده و به ركوردگيري و ثبت آنها در كتاب‌ها، اهداي كاپ و جوايز نفيس و مدال و ديپلم به اين قبيل شكارچيان كردند تا مانع شكار حيوانات ماده و نرهاي جوان و يا «تعداد كشي» بشوند.

از مهم‌ترين اين سازمان‌ها مي‌توان به Rowland-Ward,s با بيش از 125 سال سابقه اشاره كرد كه هر چهارسال يك‌بار آمار برترين‌هاي شكار پنج قاره جهان را در كتابي با بيش از 1500 صفحه چاپ مي‌كند و نيز انجمن CIC و بون اَند کراکت و نيز كاپ معروف ودربي در امريكا كه هر چند سال يك‌بار به برترين شكارچي بين‌المللي كه در پنج قاره جهان ركوردهاي بالا كسب كرده باشد، اهدا مي‌شود.

در كشور ما هم از حدود چهل سال پيش با الگو گرفتن از كشورهاي پيشرو اين امر در جهان كه به موفقيت‌هاي شاياني در اين زمينه نايل شده بودند، شكار تروفه در راستاي حفظ و تكثير حيات‌وحش پايه‌گذاري و تشويق شد. همين كار باعث شد تا بسياري از شكارچيان در مواجهه با حيوانات شكاري و به جهت اجتناب از فراري دادن حيوانات تروفه از تيراندازي به ساير حيوانات خودداري كنند و بدين ترتيب جان تعداد كثيري از حيوانات ماده و نيز نرهاي جوان نجات پيدا كرده و حفظ مي‌شد. حال به اين نكته مي‌رسيم كه چنانچه طبق نظريه كارشناس محترم پرندگان كه اين‌بار به كارشناسي شكار پستانداران پرداخته‌اند، اين كار انجام نشود چه اتفاقي خواهد افتاد؟

1-يا بايد شكار را به طور كلي ممنوع كرد كه توجيه منطقي و قانوني ندارد و برخلاف عرف جهاني است. بر فرض هم كه اين چنين بشود به طور قطع و مسلم ضمانت اجرايي نخواهد داشت چرا كه اگر اين چنين بود در بيش از چهل منطقه حفاظت شده، پارك ملي، شكار ممنوع و غيره كه در برخي از آن‌ها بيش از چهل سال اين محدوديت‌ها و ممنوعيت‌ها وجود داشته است بايد از فرط كثرت حيوانات وحشي جاي سوزن انداختن وجود نداشته باشد؛ حال آنكه اين چنين نيست و به خصوص در سال‌هاي اخير جمعيت حيات‌وحش اين مناطق دچار كاهش شديد و حتي نگران كننده شده است.

مسلم است که وضع چنین قانونی تنها باعث خواهد شد که بعضی از شکارچیان ورزشی ومجاز نیزبه خیل متخلفان پیوسته و غیر قانونی غریزه خود یعنی شکار را ارضا کننئ که این موضوع مسلما" باعث تنش ودرگیری های بسیار شده و باب تخلفات وانحرافات جدیدی در این زمینه یعنی شکار و صید باز خواهد شد.

در همین جا یاد اوری این نکته ضروری است که اصولا" کاهش و یا انقراض برخی گونه ها مثل ببر ایران اساسا ربطی به شکار و شکارچی نداشته و معمول گسترش تمدن و جوامع بشری و پیامدهای ناشی از ان مثل از بین رفتن زیستگاه ها و غیره بوده است وممنوع یا محدود کردن شکار کوچکترین تاثیری در این فرایند معیوب نداشته و نخواهد داشت.

۲- باید واقعیت شکار را پذیرفت وبه علت کاهش شدید حیوانات الزاما شکار ورزشی یعنی شکار تروفه را ترویج کرد تا ماده ها ونرهای جوان برای تداوم نسل سالم حفظ شده و در امان بمانند. ولی طبق اظهار نظر کارشناس محترم این قضیه نفی شده و حتی تاکیید کرده اند که باید از چاپ عکس تروفه ها وحتی اسم بردن از شکار تروفه نیز جلوگیری شود تا مبادا اشتهای بعضی ها تحریک شود. پس با این استدلال باید تمام نشریات مربوط به شکار و حیات وحش موزهای تاریخ طبیعی باغ وحشها کارگاه های تاکسدرمی فروشگاه های وسایل شکار و نیز کارخانه های تولید اسلحه نیز تعطیل شوند تا مبادا اشتهای کسی در این زمینه تحریک بشود !

چنانچه از زاویه دیگری به این مساله نگریسته شود باید از کارشناس محترم ونیز از سایر مخالفین شکار پرسید که بر فرض محال که امر شکار انجام نشود ایا حیوانات تروفه مثل کل وقوچهای سال خورده بالای ده یا دوازده سال که در حکم پیران صد ساله ویا بالا تر هستند تا چند سال دیگر در طبیعت باقی مانده وبر فراز قله ها رژه خواهند رفت ؟ (جایی که شاید یک ده هزار ادمیان هم شانس دیدن انها را نخواهند یافت.) طبق استدلال های بسیاری از مخالفان شکار که متاسفانه بدون اگاهی از راز ورمز ها و واقعیت های طبیعت وحشی در این باب نااگاهانه وارد شده واظهار نظر میکنند این حیوانات ظاهرا عمر نوح داشته و تا ابد ماندگار خواهند بود!؟(یا اینکه این حیوانات طعمه شکار چیان طبیعی رو تشکیل میدن قافل از اینکه اگر این حیوان تروفه اگر قرار بود طعمه شوند ده سال عمر نمی کردند و در دوران قبل از بلوغ طعمه شده بودن)

خیر این سال خوردگان در انتهای عمر خود بوده و در طبیعت وحشی شانسی برای بقا ندارند وحتی در صورت شکار نشدن خیلی زود در اثر عوامل طبیعی از بین رفته و به جای انکه شاخهای با شکوه و تروفه شان که خود در واقع یک اثر طبیعی ملی بوده و باید زینت بخش موزها ی تاریخ طبیعی باشد تا همگان شانس دیدن انها را داشته باشند و یا توسط شکارچیان تروفه که مجوز شکارشان را با قیمتهای گزاف خریداری میکنند ودر امد حاصل از ان صرف حفاظت و تکثیر خودشان میشود تبدیل به خاک شده و اثری بر جای نخواهد ماند.

این رویداد را میتوان تشبیه به باغی پر از درختان میوه کرد که توسط باغبان اب و کود داده شده وسمپاشی و وجین شده وهلوهاو گلابی ها و زردالوها رسیده است ولی انقدر انها را نچینند تا همگی فاسد شده از بین بروند.

ایا به نظر به نظر کارشناس محترم این کار غیر عاقلانه وکفران نعمت نیست ؟ پس باید واقع بینانه و وبه دور از احساسات غیر کارشناسانه و علمی به امر شکار وبه خصوص شکار ورزشی و تروفه نگریسته شود وباید به این نکته توجه کرد که در موقعیت فعلی فعلی شکار تروفه حکم هرس درختان پیر و فرسوده باغ را داشته وبا این عمل به باروری سالم و زاداوری حیات وحش کمک شده واز نظر مالی واقتصادی نیز منبع درامدی برای سازمان های حافظ حیات وحش خواهد بود.

در این مورد حتی باید پا را فراتر گذاشته و پیشنهاد شود که فقط شکار تروفه را در چهار فصل ازاد کرده وحتی تشویق کنیم چرا که در فعلی حیات وحش ایران دیگر جایی برای شکارچیان گوشتی وتعدادکش وجود نداشته وفقط شکار تروفه می تواند مجاز باشد و راه کار مناسبی برای حضور نزدیک شدن به طبیعت در شکارچیان باشد که به هر حال این جماعت میلیونی هم حق وحقوق وخواسته هایی دارند وبه جرات میتوان گفت در اکثریت انان فقط رفتن به طبیعت به بهانه شکار میتواند اقناع کننده باشد.

در اینجا مجددا تاکید میکنم که فقط وفقط شکار تروفه به دلایل تخصصی وبا نظارت دقیق سازمان محیط زیست میتواند در تمام چهار فصل ازاد باشد وخود این امر میتواند منجر به گردش ونظارت مستمر محیطبانان با هزینه ووسایل شکارچیان مجاز تروفه در شکارگاها شود که خود مانعی بزرگ در راه تکتازی شکارکشها غیر مجاز است.چرا که تجربه سالیان دراز نشان داده است در هر زمان که با وضع قوانین محدود کننده وممنوع کننده پای شکارچیان مجاز را از طبیعت بریده اند. به تعداد دها برابر شکارچیان غیر مجاز صحنه را خالی از رقیب و مزاحم یافته و طبیعت را عرصه تاخت وتاز و تجاوز قرار داده اند.

در سالهای اخیر مجوزهای شکار بزرگ فقط به مدت ۲الی۳ماه و آن هم به غلط ودقیقا در فصل جفت گیری که حیوان احتیاج به ارامش دارند تا به تولید نسل بپردازند صادر شده است. حال انکه در پروژه <<فقط شکار تروفه>> دقیقا میتوان در این زمان از صدور پروانه خودداری کرده و پس از باروری حیوانات و اختمام فصل جفت گیری که نرها معمولا دسته شده به ارتفاعات میروند و از ماده ها فاصله میگیرند اقدام به صدور پروانه تروفه کرد که به مراتب اثرات زیانبار کمتری نسبت به صدور پروانه در زمان جفتگیری دارد.

مزیت این اقدامدر این است که همواره شکارچی مجاز تروفه به همراه مامور سازمان در طبیعت حضور دارد و مسلما این کار تاثیر چشمگیری در جلوگیری از حضور شکارچیان متخلف که در واقع رقیب و مزاحم شکارچی مجاز هستند خواهد داشت وشکارچی تروفه هم میتواند در صورت داشتن شانس ومهارت کافی فقط به شکار نرهای پیر سالخورده مثل کل و قوچ بالای ده یا دوازده سال مبادرت کند که در واقع حکم کیمیا را دارد.

البته در صورت اجرای چنین برنامه ای باید سازمان محیط زیست با نظر کارشناسی متخصصین فن شکار و زءولوژی قوانین مکمل وبازدارنده جرایم سنگین در جهت اجتناب از شکار نرهای جوان وضع کرده و مثلا به ازای هر یک سال کمتر از ده سال فلان مبلغ و حتی به صورت تصاعدی از شکارچی متخلف جریمه دریافت شود.

توضیح: در صورت قبول و تصویب چنین قانونی راجع به جزییات و نحوه انجام ان بحث کارشناسی لازم است.

در اینجا این سوال پیش می آید که چطور میتوان نر و ماده ها را از یکدیگر تشخیص داد؟ در همین جاست که فرق بین شکارچی گوشتی و یا تعداد کش با شکارچی تروفه مشخص میشود چرا که یک شکارچی با تجربه تروفه تروفه که معمولا مجهز به دوربین های قوی و تلسکوپ و فاصله یاب و سایر تجهیزات لازم است میتواند با یک نظر جنس و سن طول شاخ وحتی امتیاز تقریبی حیوان را تشخیص دهد وسایرین اگر چنین توانایی را ندارند بهتر است وارد این مقوله نشده و پروانه شکار تروفه ابتیاع ننمایند چون ممکن است با جرایم سنگین و محرومیت از شکار مواجه شوند والبته در همین جاست که تشکیل دورههای و توجیهی و نیز صدور گواهینامه صلاحیت شکار تروفه حداقل برای این دسته از متقاضیان شکار کاملا لازم به نظر میرسد در خاتمه یک بار دیگر یاداور میشویم که در شرایط فعلی دیگر صدور پروانه شکار بزرگ غیر تروفه به صلاح نبوده وتا تشکیل سازمانهای خصوصی ودولتی در جهت تکثیر و رهاسازی حیوانات شکاری و نیز در جهت ارضای غریزه شکار تنها راه قانونمند همین اجرای پروژه (( فقط شکار تروفه )) حداقل یکبار در سال برای شکارچی است تاهم نسل حیوانات حفظ شده و هم خواستهای اکثریت شکارچیان که رفتن به طبیعت به بهانه شکار است پاسخ مناسبی داده شود.

emily آنلاین نیست.  
Share on Facebook
پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
گردش, گردشگری, خواسته های شکارچیان, شکار, شکارچیان, طبیعت, طبیعت و توریسم, طبیعت گردی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


Airplanes    Alcohol    Relationships    Law    Weapons    Clothes    poison    Diet     Smoking     Digital Tech    Psychology    Top10    Ideas    Middle East    Success


All times are GMT. The time now is 12:55 PM.


کپی رایت © 1388 . کلیه حقوق برای وبگاه حرف روز محفوظ است