قدیمی 01-05-2011, 03:34 PM   #1
(کاربر طلایی)
 
Magnum آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Mar 2011
نوشته ها: 512   (نمایش پست ها)
تشکر: 0
19 بار در 19 پست از ایشان تشکر شده است
Not Ranked  0 score     
Two سفر به کلوت


سفر به کلوت



در شهر كلوتها هيچ چيز نميرويد ، در شهر كلوتها هيچ موجود جانداري حق حيات ندارد و شايد اگر كمي خيالاتي باشيم بايد بگوييم كه شهر كلوتها شهر جنيان و ارواح است و اجازه حيات به ديگر جانداران را نميدهند .

معماري زيباي شهر كلوتها اعم از خيابان بندي ، ساختمان سازي ، ويلا سازي و هر حجمي كه ببينيد توسط دست معمار طبيعت ساخته شده است و شايد به جرات بتوان گفت كه هيچ معمار ديگري نمي تواند با مصالحي كه معمار طبيعت در دست دارد چنين هنر نمايي كند چرا كه مصالح مورد مصرف در ساخت اين شهر فقط و فقط : خاك ، باد و آب است .

در شهر كلوتها زندگي جريان دارد اما نه آن زندگي كه در تصور ماست . هرگونه صدايي را كه بتوان فرض كرد در اين شهر قابل شنيدن است ، صداهايي وهم انگيز كه در سكوت شب اين صداها وهمي دو چندان براي هر مسافري ايجاد مي نمايد . از طرف ديگر زندگي بصورت تغيير و تحول بطور روزمره در اين شهر در جريان است . هيچ بنايي حق ندارد براي هميشه به يك شكل بماند اينجا راكد بودن و مرداب وار زندگي كردن معنا ندارد . اين قانون باد و آب است كه در اين شهر وضع كرده اند و به مرور چهره شهر را تغيير ميدهند . براي ديدن اين شهر خيال انگيز يا بهتر بگوييم شهر ارواح حتما نبايد به شهركهايي سينمايي هاليوود و يا به كرات ديگر برويد اين شهر اعجاب انگيز در دل كوير لوت در داخل ايران ساخته شده است .

اگر قصد گذر از شهر كلوتها را داريد بدانيد كه ارواح تمامي شرايط را براي گم شدن شما مهيا كرده اند با صداهايي خيال انگيز و صورتكهايي كه شما را احاطه كرده اند ، لذا بدون راهنما به شهر ارواح نرويد .

كويرلوت شهرستان كرمان ، قسمتي از بيابان لوت است ٠ بيابان لوت درجنوب شرقي ايران واقع شده وحدود 80،000 كيلومترمربع مساحت دارد . لوت مركزي مشخص ترين واحد جغرافيايي است كه درآن نمونه هاي كامل انواع مختلف عوارض بياباني از قبيل نمك زار ، تپه هاي شني ( رمل ) ، ريگزار و از همه مهمتر كلوتها ديده مي شوند ٠ يكي از مهمترين عوارضي كه ازمركزلوت تا غرب آن كشيده شده كلوت هاست . اين عوارض براثر فرسايش آبي وبادي شديد به وجود آمده اند ودرجهت شمال غربي - جنوب شرقي كشيده شده اند كلوت ها قسمتي از حاشيه غربي دشت لوت را درسطحي به عرض متوسط ٨٠ كيلومتروطول متوسط ١٤٥ كيلومترپوشانده اند تقريبا درتمامي اين منطقه وسيع هيچ گونه گياهي وجود نداشته و هيچ جانداري زندگي نميكند .

كوير لوت به غير از دارا بودن زيبائيهاي خاصي كه در دنيا بي نظير است داراي برخي مشخصات است كه در ايران جز "ترين ها " محسوب ميشود . از جمله پست ترين نقطه داخلي ايران در مشرق معدن نمك با ارتفاع 56 متر از سطح دريا در كوير لوت واقع شده است . گرمترين نقطه ايران نيز در همين نقطه است و به گفته برخي كارشناسان گرمترين نقطه كره زمين نيز محسوب ميشود زيرا درجه حرارت لوت دراين قسمت در فصل تابستان ، درسايه از ٦٥ درجه سانتي گراد هم تجاوز ميكند لذا از دره مرگ آمريكا ، بيابان عزيزي ليبي وربع الخالي عربستان نيز گرم تراست ٠



در كوير لوت مجموعه اي از تمامي زيبائيهايي كه هر گردشگر كويردوست ، بخواهد وجود دارد . نمكزارهايي با كرت بندي شش ضلعي ، تپه هاي شني ( رمل ) ، كلوتها و رود شور(كال شور به گويش محلي )

كال شور رودي است كه از كوههاي مزار سرچشمه ميگيرد و پس از گذر از دل كوير نهايتا با تبخير شدن و فرو رفتن در اعماق كوير ناپديد ميشود. با اولين نگاه به "كال شور" هوس آب تني كردن در اين رود ، شايد شما را قلقلك دهد اما وقتي نزديكتر ميرويد و نمك سفيد را مي بينيد كه به كناره هاي رود ماسيده است مطمئنا از شنا كردن و آب تني در اين رود منصرف خواهيد شد .

از چشم اندازها و مناظر طبيعي كوير لوت و مناطق اطراف كه بگذريم آثار باستاني و دهكده هاي زيباي بسياري با ساختار سنتي در منطقه وجود دارد كه ميتوانند جاذبه و كششي باشند براي كساني كه به ديدن اينگونه آثار علاقه دارند .

قلعه قديمي شهداد ، قلعه ده سيف ، قلعه شفيع آباد ، قلعه آدم كوچولوها در شهداد .

آب انبار قديمي شفيع آباد ، حوض نادري ( آب انبار نادري) در منطقه كلوتها

روستاهاي زيباي كويري : ده سيف ، شفيع آباد و روستاي كوهستاني و زيباي سيرچ

قلعه ها : آكثر قلعه هاي موجود در منطقه نياز به مرمت و بازسازي دارند اما متاسفانه به حال خود رها شده اند و رو به ويراني مي روند و در بعضي موارد به عنوان زباله داني منطقه استفاده ميشوند . نكته جالب توجه اينجاست كه در بيشتر دهكده ها تا همين اواخر مردم ده بجاي زندگي در خانه هاي مجزا درون همين قلعه ها زندگي ميكرده اند . اين گفته پيرمردي 60 ساله بود بنام " جواد " كه از اهالي روستاي ده سيف است و به ياد ميآورد كه تا 30 سال پيش همگي مردم دهكده در همين قلعه ده سيف زندگي ميكرده اند اما بر اثر زلزله قلعه خراب شده و بازماندگان براي خود خانه هاي مجزايي ساخته اند . مردمي كه اكثر آنها به علت كمبود امكانات به شهر كرمان و شهرهاي ديگر كوچ كرده اند و دهكده در حال احتضار با مرك تدريجي دست و پنجه نرم ميكند . قلعه هاي ديگر نيز كم و بيش همين شرايط را دارند .



قلعه شفيع آباد : اين قلعه استثناء واقع شده و ظاهرا در اواخر دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي مورد لطف و عنايت قرار گرفته و تا حدود زيادي مرمت شده است و طبق برنامه مي بايست بصورت يك مجموعه گردشگري در مي آمده كه اين قلعه هم به دست فراموشي سپرده شده است . از خصوصيات اين قلعه ميتوان به اندازه آن اشاره كرد كه طول و عرضي در حدود 500*100متر است . و به راحتي مي توان ادعا نمود كه 10 برابر كاروانسراي مرنجاب است .

آب انبار قديمي شفيع آباد: اين آب انبار كه به نوعي قنات نيز محسوب ميشود طبق برنامه ميراث فرهنگي و گردشگري قرار بوده كه بصورت يك قهوه خانه سنتي درآيد و عمليات خاك برداري اوليه آن نيز انجام شده و با طرحي بسيار زيبا و سنتي نورگيرهاي آن تعبيه شده است اما اين طرح نيز به آفت ديگر آثار باستاني دچار شده است .

قلعه آدم كوچولوها : به گفته محلي ها از محل اين قلعه كه ديوارهاي آن در حدود نيم متر ارتفاع دارند سه موميايي با طول 25 سانتي متر يافت شده است كه طبق بررسيها سن آنها بيش از 15 سال بوده است . و بر همين اساس اين قلعه را به نام قلعه آدم كوچولوها مي خوانند . اما از آنجا كه اطلاعات اكثر محلي ها ناقص و در برخي موارد حتي اشتباه بود نميتوان اين گفته را بدون بررسيهاي كارشناسي تائيد نمود .

حوض نادري ( آب انبار نادري ) :
آب انباري است بطول و عرض 20*5 كه در ميان كلوتها واقع شده است و تا سال گذشته بجاي آب درون آن پر از ماسه بوده است كه به همت ميراث فرهنگي اين ماسه ها از درون آب انبار تخليه شده است . و بايد مرمت گردد . از اسم اين آب انبار پيداست كه بايد در دوران نادر شاه ساخته شده باشد .



دهكده سيرچ :
حداقل صاحب اين قلم انتظار دهكده اي كوهستاني با آب و هوايي سرد و باغهاي ميوه و درختان تنومند را در فاصله 50 كيلومتري كوير لوت نداشتم . اما دهكده سيرچ در اين فصل سال منظره اي بديع از رنگهاي پاييزي را بخود ميديد . شايد اين بار نيز شانس با ما يار بود كه زيبايي اين منطقه را در چنين فصلي مي ديديم . جاذبه ديگري كه ميتواند شما را به اين روستا بكشاند وجود درخت سرو تنومندي است كه در ميان دهكده واقع شده است .

درخت سروي كه در هيچيك از كتابها و سايتهاي اينترنتي مربوط به جاذبه هاي استان كرمان به آن اشاره نشده است . درختي با دو تنه كه هر كدام آنها به تنهايي حدود يك متر قطر دارد . و اين درخت بايد چقدر بدشانس باشد كه نه تنها مسئولين از وجود آن بي خبرند بلكه مردمان دهكده نيز از عمر آن بي اطلاعند . يعني پدران آنها حتي از سن و سال وعظمت اين درخت به آنها هيچ نگفته اند ؟!


گزارش برنامه :


زمان اجراي برنامه : چهارشنبه 2/9/84 الي يكشنبه 6/9/84

افراد شركت كننده : خانمها : الماسيان – احمدي – آقايان : توكلي – گردان – گلزاريان – شادفر

وسوسه ديدن گوشه اي از زيبائيهاي استان كرمان ، از زمان ديدن تعدادي از عكسهاي شهر كلوت ، از ابتداي سال در ذهن صاحب اين قلم جان گرفت و از آنجا كه قصد خودكشي با گرماي كوير لوت را نداشتم تا رسيدن فصل پائيز منتظر ماندم . با هماهنگي كه با چندتن از دوستان به عمل آمد نهايتا با گرفتن بليط قطار به تعداد 10 نفر براي تاريخ دوم آذرماه 1384برنامه ريزي نموديم و بليط برگشت نيز براي 6 آذر ماه تهيه گرديد . براي تكميل كردن اطلاعات با ميراث فرهنگي استان كرمان بصورت شفاهي و مكاتبه اي ارتباط برقرار شده و يكسري كاتالوگ و بروشور و CD در مورد جاذبه هاي استان كرمان از طريق پست دريافت شد كه در همين جا از زحمات دوستان تشكر مي نمايم .

براي اطمينان خاطر با يكي از دوستان گروه كوهنوردي همت شميران جناب آقاي "بابك گلزاريان" كه در شهر كرمان مشغول تحصيل هستند هماهنگي لازم جهت گرفتن راهنماي محلي به عمل آمد . و مقرر شد كه پس از رسيدن به شهر كرمان به همراه اين دو دوست عزيز راهي كوير لوت شويم . اما به گاه اجراي برنامه 5 نفر از دوستان تهراني برنامه را لغو كردند و بعد از آن هم راهنماي كرماني بدليل بروز مشكلاتي از حضور در برنامه عذرخواهي كردند .

به هر حال با اطلاعاتي كه راهنماي مذكور در اختيار جناب آقا ي گلزاريان گذاشته بود و همچنين اطلاعات كسب شده از ميراث فرهنگي كرمان و مطالب بدست آمده از اينترنت راهي كوير لوت ميشويم . مجموعا به تعداد 5 نفر با قطار تهران- كرمان راس ساعت 5 بعد از ظهر به سمت كرمان حركت ميكنيم و بدون بروز مسئله خاصي ساعت 6:30 صبح در ايستگاه راه آهن كرمان پياده ميشويم . وعده قرار ما با آقاي گلزاريان ميدان آزادي كرمان است.

همانطور كه انتظار داشتيم هواي صبحگاهي كرمان به مانند تهران سرد است اما با رطوبت كمتر . با ملحق شدن آقاي گلزاريان به گروه ، با جمع 6 نفره به محل ايستگاه ماشين هاي شهداد ميرويم . طبق شنيده ها براي شهر شهداد ميني بوس بايد وجود داشته باشد اما پس از رسيدن به ميدان مشتاق كرمان متوجه ميشويم كه به غير از ماشين هاي سواري كه با كرايه نفري 1500 تومان اين مسير را طي ميكنند خودروي ديگري در اين مسير وجود ندارد . با كرايه كردن دو دستگاه پيكان عازم شهداد ميشويم . حدود ساعت 10 صبح در جلوي آژانس اتوموبيل شهداد پياده ميشويم . همين كه رانندگان متوجه ميشوند ما براي ماندن دو روزه در كمپ شهداد آمده ايم هر كدام براي همراهي ما به طريقي بازارگرمي ميكنند . نهايتا با راننده اي به اسم اسماعيل از اهالي "ده سيف " كه وانت نيساني دارد به توافق ميرسيم تا با كرايه 40،000 تومان براي دو روز در اختيار گروه باشد .

پس از آماده شدن عازم كمپ كويري شهداد ميشويم . قبل از حركت به توصيه مسئولين ميراث فرهنگي ، هماهنگي لازم با پاسگاه انتظامي شهر شهداد به عمل مي آيد . و طبق حكم گروه كوهنوردي همت شميران اسامي افراد در دفتر پاسگاه ثبت ميگردد .

در همين جا لازم ميدانم از اعضاي هيئت مديره گروه همت شميران جهت صدور حكم اجراي اين برنامه صميمانه تشكر و قدرداني نمايم .

در هنگام خروج از شهر شهداد مسئولي كه خود را نماينده شهرداري شهداد معرفي ميكند به ما خوش آمد گفته و با رويي خوش از امكانات و جاذبه هاي كوير لوت ميگويد . پس از خداحافظي به سمت كمپ كويري شهداد رهسپار ميشويم . در بين راه سري به ده سيف ميزنيم . و از قلعه مخروبه ده ديدن ميكنيم . قلعه اي كه تنها و مهجور به گذشته هايي كه ساكنين ده را در دل خود جاي داده بود مي انديشد. شايد ساكنين ده به 50 نفر هم نرسد ساكنيني مهربان كه نمونه آن دختري است جوان كه به همراه مادر پيرش و كودك خردسالي ، نان گرم تنوري به ما تعارف ميكند ، بدون هيچگونه شناخت و چشمداشتي از ما رهگذران .

شغل تمامي ساكنين روستاهاي اطراف شهداد كشاورزي و دامداري است . شايد روزي برسد كه اين روستائيان ساده دل و خونگرم بتوانند نان طلايي شهر كلوت را بخورند . ناني كه با تبليغ اين منطقه و حضور گردشگران بدست خواهد آمد .

پس از ديدن قلعه ده سيف و گپي با پيرمرد روستايي به سمت كمپ كويري شهداد ميرويم . با رجوع به خاطرات موجود از امكانات ديگر آثار باستاني و جاذبه هاي ايران ، وجود چنين كمپي دور از انتظار است . كمپ از 36 آلاچيق مدور گنبدي شكل بسيار زيبا تشكيل شده است كه در مركز آنها يك سالن اجتماع بزرگ از برگهاي درختان نخل ساخته شده است . كمپ بصورت شمالي – جنوبي ساخته شده است و در بين چندين كلوت قرار گرفته تا از گزند باد و طوفانهاي شن منطقه در امان باشد .

كمپ داراي 6 دستگاه سرويس بهداشتي است كه با آب لوله كشي تغذيه ميشود ، همچنين براي ايمني مسافرين يك نگهبان از طرف ميراث فرهنگي كرمان براي كمپ در نظر گرفته شده است . پس از كمي استراحت در كمپ و صرف ناهار حدود ساعت 3:30 بعد از ظهر عازم منطقه كلوتها مي شويم . تا غروب آفتاب را در درون شهر كلوتها باشيم . حدود ساعت 4:30 خود را در شهري عاري از سكنه مي يابيم كه براي غرق شدن در خيالات ، نياز به تخيلي قوي نيست حال و هواي منطقه شما را با خود خواهد برد .

يكي از دوستان بالاي يكي از كلوتها رفته و شروع به آواز خواندن ميكند . مابقي دوستان نيز انگشت به دهان به ديدن و گشت و گذار در كوچه پس كوچه هاي اين شهر مشغول ميشوند . از آنجا كه در تاريكي شب هر يك از عارضه هاي كلوخي به شكلي خاص مشاهده ميشود امكان گم شدن بسيار بالاست . لذا قبل از تاريكي با دوستان كنار ماشين بازمي گرديم . تا گرفتار طلسم ارواح شهر كلوتها نشويم .

در حالي كه هر كس با تصورات و تخيلات خويش مشغول شده است به كمپ برميگرديم . زيبايي كمپ در شب دو چندان است . محوطه كمپ با چراغهايي تزئين شده است كه روشنايي اين چراغها زيبايي خاصي به آلاچيقها بخشيده است . پس از استراحتي كوتاه و صرف شام براي فرار از روشنايي كمپ به بالاي تپه هاي كلوخي شرقي كمپ پناه ميبريم تا از سفره آسمان ستاره بچينيم . اما متاسفانه ستاره ها بسيار دورتر از آنند كه تصور مي كنيم .

اين خيالات ماست كه به علت تميز بودن هوا و نبودن بخارات در جو ، آسمان را در چند قدمي خويش احساس ميكنيم .

صبح روز جمعه براي ديدن ديگر زيبائيهاي كوير پاي در جاده شهداد – نالينو ميگذاريم جاده اي كه از دل شهر كلوتها و نمكزارها و كال شور ميگذرد . با گذر از ميان شهر كلوت به نمكزارهاي كوير لوت ميرسيم . عمده تفاوت نمكزار اين منطقه حضور كلوتها در اطراف نمكزار است . ديدن شش ضلعيهاي نمكزار از بالاي كلوتها لذت ديگري دارد كه اين خوشي را نميتوان در كوير هاي ديگر تجربه كرد . پس از گشت و گذاري 1 ساعته در نمكزار به سمت كال شور ميرويم .

وجود رود در ميان كوير لوت را شايد نتوان باور كرد اما چنين رودي از ميان شهر كلوتها گذر ميكند در اطراف رود از شدت غلظت نمك بلورهاي نمك تشكيل شده و زيبايي خاصي به رود بخشيده است . سرعت پايين آب رود را به دليل وجود نمك بيش از حد ميتوان حس كرد .

در همين اثنا وجود مرد جوان بلوندي كه كودكي حدودا يك ساله در بغل دارد ما را كنجكاو ميكند . پس از كمي صحبت و گفتگو متوجه ميشويم كه آقاي هايكو به همراه همسرش تينا و كودكش تيمو از كشور آلمان عازم ديدن مشرق زمين شده اند و براي اين منظور پس از گذشتن از 6 كشور اروپايي وارد كشور تركيه شده و حدود دو ماهي در تركيه بوده اند و پس از آن وارد ايران شده اند و پس از ديدن شهرهاي تبريز ، ماسوله ، همدان ، شيراز و ... به اين قسمت رسيده اند و قصد دارند از اين جاده به سمت زاهدان رفته و پس از آن وارد پاكستان شوند و پس از ديدار پاكستان به كشور هند بروند تا مشرق گردي آنها كامل شود .

اما با توصيه هاي ما متوجه اشتباه خود ميشود كه اين جاده به سمت نالينو و نهايتا بيرجند و مشهد ميرود و نه زاهدان . پس از توضيحات دوستان هايكو قبول مي كند كه براي شب ماني به كمپ شهداد آمده و از آنجا به بم و زاهدان برود . پس از خداحافظي با خانواده آقاي هايكو مجددا به سمت كلوتها بازميگرديم تا از حوض نادري ديدن كنيم با توقفي كوتاه در كنار اب انبار قديمي عازم ديدار تپه هاي شني مي شويم .

به گفته اسماعيل راننده و راهنماي ما كه قرار بود ما را به ديدن تپه هاي شني ببرد ما را در كنار كلوتها پياده ميكند و ميگويد كه تپه هاي شني همينجاست . اما منظور او از تپه هاي شني شنهايي بود كه در پاي كلوتها نشسته بود و با هدف ما كه همان رمل بود تفاوت داشت . ما هم هيچ نگفته از ديدن زيبائي كلوتها لذت ميبريم . پس از گشت وگذاري دو ساعته در كلوتها بدليل اينكه دوست خوبمان آقاي گلزاريان براي امتحان دانشگاه بايد به كرمان بازگردد به كمپ برمي گرديم . تا او روز جمعه به كرمان بازگردد و ما صبح روز شنبه به وي ملحق شويم . پس از رسيدن به كمپ متوجه مي شويم كه بر خلاف روز پنجشنبه كه كمپ بطور اختصاصي در اختيار ما بوده است ( به علت عدم وجود هيچگونه گردشگري در كمپ ) روز جمعه حدود 200 الي 300 نفر در كمپ مشغول گذراندن روز تعطيل خود هستند .

پس از وارد شدن به آلاچيقها متوجه ميشويم كه طبق گفته نگهبان كمپ ، دو موتور سوار به قصد دزدي وارد كمپ شده و در حال دزدي توسط نيروي انتظامي دستگير شده اند . و به ما توصيه ميكند كه اگر وسيله اي مفقود شده است زودتر اعلام نمائيم . با بررسي سطحي متوجه فقدان چيزي نميشويم و مضوع را بدست فراموشي مي سپاريم . حدود ساعت 18 سر و كله جناب آقاي هايكو با ماشين فولس واگن استيشن پيدا ميشود و از رفتارش پيداست كه به دنبال گروه ما ميگردد .

او را به داخل كمپ راهنمايي ميكنيم و محل امكانات مختلف كمپ را به او نشان ميدهيم . پس از صرف شام آتشي بر پا كرده و به همراه هايكو و همسرش در كنار آتش ترانه هاي سنتي را زمزمه مي كنيم از قيافه هاي اين دو آلماني پيداست كه با اينكه از معني اشعار چيزي نمي فهمند ولي لذت ميبرند . حدود دو ساعتي از هر دري با آنان سخن ميگوييم . از مسيري كه آمده اند ، رفتار مردمان كشورهاي ميزبان و مقايسه آنها با مردم ايران و.... . نهايتا به همراه هايكو براي ديدن ستاره ها به پشت تپه هاي كمپ پناه مي بريم . سردي هوا بيشتر از نيم ساعت به ما مجال خوابيدن در زير هتل پرستاره را نميدهد .

صبح روز شنبه با كرايه كردن يك دستگاه پژو آردي به مقصد كرمان به راه مي افتيم. در بين راه سري به آب انبار شفيع آباد زده و از آنجا به قصد ديدن قلعه آدم كوچولوها در شهداد توقفي كوتاه مي كنيم. پس از آن در بين راه به قصد ديدن 15 دقيقه اي به روستاي سيرچ ميرويم تا سرو كهنسال سيرچ را به تماشا بنشينيم . ولي زيبايي پاييزي سيرچ و آب و هواي كوهستاني آن حدود يك و ساعت و نيم ما را در دهكده ماندگار ميكند . در نهايت ساعت 15 به كرمان ميرسيم .

با هماهنگي كه با آقاي گلزاريان به عمل آمده است به جاي هتل راهي منزل آقاي گلزاريان ميشويم . ( چتر باز كردن در اينجا معني پيدا ميكند ) جا دارد در همين از زحمات بي شائبه جناب آقاي گلزاريان از طرف خود و ديگر دوستان تشكر و قدرداني كنم . پس از صرف ناهار و استراحتي كوتاه و از همه مهمتر برون كردن خستگي دو روزه با يك حمام آب گرم آماده حركت به سمت بازار و مجموعه گنجعلي خان ميشويم .

كه در حين كنترل كردن كوله ها متوجه ميشويم فلاكس ، كاپشن پر ،چند عدد كنسرو ، بليط بازگشت قطار و مقداري پول نقد دو تن از دوستان مفقود شده است . براي بررسي كردن اين موضوع راهي باقي نمي ماند جز اينكه سري به نيروي انتظامي شهداد بزنيم . اينجانب به همراه يكي از مال باختگان ، شباهنگام راهي شهداد ميشويم .

از بدو ورود به پاسگاه نيروي انتظامي شهرستان شهداد ، با رفتاري بسيار دوستانه از جانب مسئولين مواجه ميشويم كه شديدا پيگير قضيه هستند و به دنبال راهكاري براي حل مشكل . نهايتا با صحبتهايي كه انجام ميشود مقرر مي گردد كه مسئولين مربوطه با پرس و جو از كساني كه به آنان مظنون هستيم اموال و اشياء دوستان از طريق پست مسترد شود . كه جا دارد از پيگيري و زحمات مسئولين پاسگاه شهداد و همچنين پاسگاه منطقه امير آباد تشكر و قدرداني نمايم .

پس از بازگشت به كرمان عملا ديگر نه تنها زماني براي گشت و گذار از شهر باقي نمانده است بلكه شهر شلوغ كرمان كاملا خلوت است . پس از ساعت 9 شب ديگر كسي را نمي توان در خيابانهاي كرمان يافت .

صبح روز يكشنبه بر اساس زماني كه در اختيار داريم به ترتيب به ديدن بازار قديمي كرمان ، مجموعه گنجعلي خان ، حمام گنجعلي خان ، دانشگاه هنر ، مسجد جامع كرمان و نهايتا گنبد جبليه ميرويم . در حين ديدار از آثار باستاني كرمان صنايع دستي و سوغات كرمان را فراموش نكرده و چيزي به يادگار براي زنده نگاهداشتن خاطره و همچنين شيريني جاذبه هاي كرمان با خود همراه مي آوريم . خرماي خشك كرمان ، زيره كرمان ، و شيريني هاي سنتي كرمان ( كرمپه ) ( خصوصا شيريني هاي شيريني فروشي رضا ، واقع در ميدان آزادي ) .

با سوار شدن به قطار ساعت 17 روز يكشنبه از خاطرات تلخ و شيرين شهر كرمان ، كوير زيباي لوت ، شهر ارواح كلوت ، روستاي زيباي سيرچ و ... چند عكس و خاطرات ذهني خويش را به يادگار مي آوريم .

Magnum آنلاین نیست.  
Share on Facebook
پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
کلوت, کویر, کویر های ایران, گردش, گردشگري, درباره طبيعت, طبيعت, طبيعت و توريسم, طبيعت گردي


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


Airplanes    Alcohol    Relationships    Law    Weapons    Clothes    poison    Diet     Smoking     Digital Tech    Psychology    Top10    Ideas    Middle East    Success


All times are GMT. The time now is 12:55 PM.


کپی رایت © 1388 . کلیه حقوق برای وبگاه حرف روز محفوظ است