قدیمی 01-05-2011, 04:35 PM   #1
(کاربر طلایی)
 
Magnum آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Mar 2011
نوشته ها: 512   (نمایش پست ها)
تشکر: 0
19 بار در 19 پست از ایشان تشکر شده است
Not Ranked  0 score     
Moved سفر شهداد


تا هیچستان پر اسرار

پس از صرف صبحانه در ماهان، بلافاصله به سمت شهداد حرکت کرديم. شهداد معروف به ستاره کوير لوت است شهري با 8 هزار نفر جميعت که آسمانهاي پر ستاره آن , اين شهرت را براي اين شهر در ميان شهرهاي کويري براي آن کسب کرده است.

شهداد اين ديار ديرپاي تاريخ در دامنه شرقي کوههاي شمالي- جنوبي، حد فاصل دشت لوت و دشت کرمان واقع شده است. بخش شهداد از پهناورترين بخشهاي کرمان است. از شمال به استان خراسان، از جنوب به بخش گلباف، از شرق به استان سيستان و بلوچستان و از غرب يه به بخش مرکزي کرمان محدود است.

بخش شهداد از شمال غربي و جنوب غربي به نواحي کوهستاني محدود است که در جنوب غربي آن کوه کناران و کوه شهداد و در شمال غربي آن کوه بيابان واقع شده است.

از ماهان 7 کيلومتر به سمت کرمان و سپس حرکت به سمت شرق در طول جاده اي به طول 80 کيلومتر شما را به شهداد رهنمون خواهد ساخت. در طول اين مسير زيبا و اسرار آميز شاهد تغييرات گسترده شرايط آب و هوايي خواهيد بود. در ارتفاعات شاهد آب و هواي سرد کوهستاني در دره ها خنکي و سرسبزي و در نقاط پست آب و هواي کويري تنوع جالبي را سبب گشته است. در ميانه راه به روستاي سيرچ رسيديم. اين روستا از توابع شهداد است و به بهشت شهداد معروف است.

روستايي که بصورت طولي در حاشيه رودخانه پرآبي در کف يک دره سرسبز امتداد يافته است. اين روستا تمامي محصول ميوه شهداد و روستاهاي اطرافش را تامين ميکند و اين را به راحتي ميتوان از روي شکوفه هاي مختلف بر روي درختان مشاهده کرد. از خرماي مناطق گرم گرفته تا هلوي آبدار و پرتقالهای شيرين.



دليل اصلي شهرت اين روستا وجود درخت سرو تنومند و کهنسالي است که يکي از 7 درخت مقدس زرتشتيان است. گفته ميشود که اين درخت 7 هزار سال قدمت دارد که به نظر من بسيار اغراق آميز مينمايد و حداکثر حدود 300 ساله مينمايد !!! قسمتي از تنه اين درخت در زير خاک مدفون شده است و شما فقط شاهد دو شاخه از اين درخت خواهيد بود که انگار دو درخت در کنار يکديگر جداگانه روئيده اند. اين درخت در حاشيه رودخانه قرار دارد و اطرافش را باغ هاي ميوه احاطه کرده است. وجود زباله هاي ناشي از چيپس و پفک و قوطيهاي خالي کنسرو نشان از هجوم بازديد کننده های بي فرهتگ شهري !!! ميداد.

سبزي دائمي اين درخت در پاييز و زمستان که ساير درختان به رنگهاي ديگر در مي آيند ابهت ويژه اي به اين درخت باستاني مي بخشد. در اين روستاي زيبا خانه هاي ويلايي با معماری نامتناسب با بافت روستايي مشاهده ميگردد که نشان از حضور شهرنشينان مرفه جهت تفرج دارد.

پس از عبور از سيرچ از آخرين کوه بالا رفته و سپس به وارد دامنه های مشرف بر کویر لوت شدیم . وجود کانال آب در سمت راست جاده نشان از توجه دولت جهت جذب توريست و آباداني منطقه دارد. پس از طي حدود 30 کيلومتر به شهداد ميرسيم. از نقطه آغازين تاريخ شهداد، اطلاع دقيقي در اختيار نيست. همينقدر ميدانيم که قدمت اين ديار به ماقبل تاريخ ميرسد. اين مکان از 4500 سال قبل به طور مستمر محل سکونت و زندگي به شمار مي رفته است. در کتب تاريخي از جمله تاريخ طبري، عقدالعلي و تاريخ کرمان هر جا سخن از کرمان است، نام خبيص (شهداد) نيز به چشم ميخورد. شهداد موقعيت مناسبي در سر راه هاي بزرگ تاريخ داشته است و دروازه ارتباط سيستان و بلوچستان به کرمان و خراسان بوده است.

در ورودي شهداد، راهنماي سازمان ميراث فرهنگي از ديدنيهاي محل توضيحاتي را ارائه کرد از جمله درفشي که اخيرا کشف گرديده است و بيان از قدمت ده هزارساله دارد. علاوه بر اين نحوه معماري و کاشيکاري هاي تزئيني بعضي ازبناها که متعلق به قرن 7 هجري ميباشند از جمله امامزاده محمد بن زيد، قبر پير بابا مسافر، آغوس يا ناقوس، قلعه رموک(متعلق به دوره ساسانيان) قلعه چغوکي، قلعه سنگ، قلعه تارو، قلعه نيو، آب انبارها و آسياب سنگي.

مسير کمپ کويري 2 کيلومتري مانده به شهداد به سمت شرق منشعب مي گردد. در اين مسير بطور مشهودي پوشش گياهي و وضعيت اقليمي زمين تغيير ميکند. زمين حالت کويري پيدا ميکند و تنها درختچه هاي گز و طاق در پاي تپه هايي که به علت وجود ريشه هاي درختچه ها تشکيل شده اند (نبکا یا نبوک) جلب نظر ميکند. يکي از نکات جالب درختچه هاي گز با ارتفاع بيش از 5 متر بود و حتي بنا به گفته محليها گاهی به 15 متر هم ميرسد ، که در نوع خود در دنيا بي نظير است. پس از طي 20 کيلومتر ديگر به سه راهي ديگري ميرسيم که توسط تابلوي کوچکي مسير کمپ را مشخص ميکند. پس از حدود 10 کيلومتر اولين کپر در ميان ميداني مشاهده ميشود.

در اين کمپ در حدود 30 کپر با تير هاي چوبي و الياف خرما ساخته شده اند که بستر بعضي از آنها سيماني و مابقي خاکي هستند. بيشتر کپرها داراي روشنايي برق با کليد مستقل هستند و محوطه به طرز زيبايي توسط زنجير محصور است. روشنايي محوطه کمپ مطلوب است و تنها سرويس بهداشتي در فاصله دوري حتي از نزديک ترين کپرها دارد. وضعيت دستشويي ها چندان مطلوب نمي باشند و ميتوان با اندک رسيدگی جزئي رضايت بيشتر مهمانان را فراهم کرد. لازم به ذکر است که سيگنال تلفن همراه در کمپ دريافت نمي شود و تنها از طريق بي سيم با نيروي انتظامي و نزديکترين روستا ده سيف ميتوان ارتباط برقرار نمود.

اين کمپ از 3 سال پيش بهره برداري شده است ولي عملا از نوروز امسال پذيراي مهماناني شده است که با آن از طريق تبليغات آشتا گشته اند. و مسير آسفالت هم حدود 6 ماه پيش ايجاد گشته است. مسئول کمپ آقاي غلامرضا مهدي آبادي است که قبلا در سازمان گردشگري در شهر کرمان فعاليت ميکرد ولي به دليل لزوم فردي محلي جهت آشنايي و تحمل شرايط سخت اقليمي اين مسئوليت به ايشان سپرده شده است. همکاري خوب ايشان با مهمانان بسيار قابل تقدير است و ميتوان از راهنمايي ها و تجارب ايشان در گردشگري در کوير بهره مند شد.

پس از تخليه لوازم , شور ناشي از کنجکاوی باعث شد تا بلافاصله راهي منطقه کلوت ها شويم. از سه راهي مزبور اينبار به سمت شمال رفتيم و پس از 20 کيلومتر طي جاده آسفالته اولين نشانه هاي کلوت ها مانند شبح شهري خشتي ,از دور نمايان شد. اکنون ميشد علت نامگذاري شهر اشباح را به دليل اسرار آميز بودن منطقه دريافت. کلوت ها به کلوخهای رسي نوک تيزي اطلاق مي شود که از قرسايش خاک توسط باد و آب طي قرون متمادي ايجاد گشته اند.

ارتفاع اين کلوت ها گاها به30 متر نيز مي رسد که همانند آسمانخراشي در اين شهر قد برافراشته اند. اين کلوت ها قسمتي از حاشيه غربي دشت لوت را در سطحي به عرض متوسط 80 کيلومتر و طول 145 کيلومتر پوشانده اند. تقريبا در تمامي اين منطقه وسيع هيچگونه گياهي وجود ندارد. نام کلوت توسط سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به اين تپه ها اطلاق شده و معني خاصي ندارد. کلوت از واژه های کوير و لوت تشکيل شده است. کلوت ها از جهت شمال غربي به جنوب شرقي کشيده شده اند. اين عوارض طبيعي در نوع خود در دنيا بي نظيرند .

براي خوردن ناهار در حاشيه سمت چپ جاده بسمت تپه اي حرکت کرديم که بدليل شني بودن تپه هيچيک از خودروهاي سواري قادر به صعود نشدند و به ناچار تنها با يک خودروي SUV و پاي پياده به بالاي تپه رفتيم. در بالاي تپه گودال بزرگی است که اين محل به نام گندم بريان معروف است و گفته ميشود که گرماي هوا در تابستان به حدي ميرسد که سبب برشته شدن گندم ميشود. اين محل از گرمترين نقاط کره زمين است و دماي هوا در سایه به 60 درجه سانتيگراد نيز ميرسد. به دليل ابري بودن هوا در زمان سفر ما مشکلي از بابت گرما نداشتيم ولي گرمي شن ها در هواي ابري اوايل فروردين ميتوانست تجسم خوبي از گرماي روزهاي آفتابي اين منطقه را برايمان داشته باشد.

اکنون گروه فارغ از هر قيد و بندي آزادانه شروع به گردش و عکس برداري از زيبايي هاي منطقه کردند. ژستهاي آرتيستي بر روي شن هاي کويري سوژه اکثر دوربينها بود. عده اي نيز به همراه محسن به ماشين سواري و کشف محيط اطراف مشغول بودند. من و عليرضا هم به آماده سازي کباب براي ناهار مشغول شديم. گوشت راسته گوسفند که از کرمان تهيه شده بود و در ماهان فراوري شده بود و در يخدان خنک به لوت آورده بوديم نويد غذاي لذيذي را ميداد .

پس از صرف ناهار جهت استراحت با عده اي به بالاي تپه اي بلند رفتيم تا از ارتفاع بيشتري به پهنه دشت بنگريم. بدليل گستردگي صحنه و خارق العاده بودن معماري کلوتها عاجز از انتخاب موضوعي براي عکاسي بودم. بنابراين از فرصت استفاده کردم و تنها به تماشاي مناظر زيباي کويري بسنده کردم. قبل از غروب به کمپ برگشتيم و به اتفاق محسن و مدير کمپ آقاي مهدي آبادي جهت خريد بعضي لوازم به شهداد و سپس به اتفاق يکي ديگر از اهالي (عبدالرضا) به روستاي سيرچ رفتيم. در حين راه توضيحات جالبي از همراهانمان راجع به منطقه و سياستهاي گردشگري دولت شنيديم.

ديد باز اهالي از وضعيت گردشگري منطقه و راهکارها و پيشنهادهاي آنها فراتر از انتظار ما بود. اين موضوع بيانگر فرهنگ قوي پذيرش توريست در منطقه است و قطعا در آينده باعث رشد و شکوفايي بيشتر سرزمينشان خواهد شد. شغل اهالي اين بخش کشاورزي ( باغداري در نقاط حاصلخيز، خرما، جو ، سير و ...)، فروشندگي( در شهداد تعداد فروشگاهاي لوازم خوراکي به نسبت جمعيت به وضوح قابل تمايز است) و قاچاق است . دليل اين امر عدم وجود شغل مناسب ميباشد بنابراين جوانان پس از فراغت از تحصيل روي به اين کار مي اورند. البته اين قاچاق تقريبا نيمه رسمي است و بيشتر سوخت بنزين و گازوييل توسط اين افراد به شهرهاي مرزي ارسال ميشود و از آنجا از طريق قاچاقچيان حرفه اي به افغانستان ارسال میگردد. قرار گذاشتيم که مهدي آبادي راهنمايي ما را در برنامه بازديد از کوير فردا صبح به عهده بگيرد.

هنگام بازگشت به کمپ هوا کاملا تاريک بود و همراهانمان خيلي نگران بودند. بنا به نظر جمع تصميم گرفتيم به جای اقامت درون کپرها در فضاي باز کمپ درون چادر بخوابيم زيرا پيش بيني وجود مگس خواب راحت صبحگاهي را سلب ميکرد. بلافاصله اقدام به برافراشتن چادرها کرديم و سپس در کنار آتشي که مهدي آبادي درست کرده بود به کباب کردن سوسيس و سيب زميني پرداختيم. در اين حيث وجود دو شغال را در اطرافمان احساس کرديم. مهدي ابادي قبلا در مورد کفتاري که شبها ,ا به او سر ميزند برايمان گفته بود ولي وجود اين دو شغال دور از انتظار بود . پس از شام به اتفاق محسن در تاريکي شب سوار ماشين به دل سياهي کوير از مسير هاي غير مسطح زديم و حدود يک ساعت اطراف کمپ را گشتيم. اين کمپ از سه طرف توسط تپه هايي نه چندان مرتفع احاطه شده است.

يکي از نکات جالب کويرهاي اين مناطق وجود حيوانات بسيار گوناگون مانند موش , خرگوش , روباه , گرگ , آهو و حتي گراز که عمدتا در مناطق جنگلي و باتلاقي زندگي ميکند است. علت آن ميتواند وجود واحه ها، آب انبارها و روستاهاي سرسبز حاشيه بيابان باشد.

هواي ابري که از شب قبل آسمان را پوشانده بود امکان مشاهده و رصد ستارگان را نميداد. در شب هاي عادي هر شب حدود نيم ساعت و يا بنا به درخواست مهمانان حتي بيشتر، کمپ در خاموشي مطلق فرو ميرود تا چراغهاي آسمان تلالو بيشتري يابند. بنابراين چاره اي جز خواب نبود. من ترجيحا درون کيسه خواب بيرون چادر خوابيدم. صبح باد شديدي شروع شد که با برخورد با چادرها صداي مهيبي ايجاد ميکرد. از ساعت 5/4 بيدار شدم و به تماشاي محيط مشغول شدم. قرار بود جهت خريد به شهداد بروم ولي هنوز خيلي زود بود. ساعت 6 کم کم بقيه افراد گروه نيز بیدار شدند.

به اتفاق عليرضا براي خريد راهي شديم. در شهداد هيچ فروشگاهي به جز يک فروشگاه که لباس عروس و لوازم عروسي ميفروخت باز نبود! پس از گشت زدن در شهر و سوختگيري خودرو عاقبت نانوايي پيدا کرديم و کمي بعد از بقالي لوازم صبحانه خريداري کرديم و به کمپ برگشتيم. همه بيدار بودند و پس از صرف صبحانه سريعا به اتفاق مهدي آبادي (راهنما) راهي دشت لوت شديم.

توضيحات وي توسط بيسيم در هر منطقه به سايرين انتقال پيدا ميکرد. ابتدا از کاروانسرايي که داراي آب انبار بزرگي بود بازديد کرديم (آب انبار نادر) . چهار باروي اين کاروانسرا همانند اتاق جهت استراحت و آب انبار بزرگي که اکنون خشک شده است جهت ذخيره آب در يکي از اضلاع مربع ساختار اين استراحتگاه بين راهي را تشکيل داده است. وجود کاروانسراهاي متعدد در اين مناطق به دليل اهميت استراتژيک منطقه در مسير جاده ابريشم بوده است. اين منطقه پل ارتباطي بين سيستان و بلوچستان، کرمان و خراسان بوده است و مسافران بسياري ناگزير به اقامت در دل کوير و رفع تشنگي و خستگی بودند.

کمي دورتر دشت بزرگي است که به نام ريگ 5 انگشت معروف است و در زمانهاي قديم عده اي از يک کاروان از فرط تشنگي و خستگي در آنجا مرده اند. وجود تپه هاي نوک تيز مانند انگشت وجه تسميه اين منطقه است.

کمي جلوتر وجود تپه هايي در امتداد يکديگر تجسم يک کاروان شتر را در ذهن تداعي ميکند. امثال اين ردبف تپه هاي شني در اين منطقه بسيار زياد است. اينجا به تپه شتری معروف است.

در ادامه به رودي ميرسيم که به کال رود يا رود شور موسوم است. يک رود نمکي داراي خاصيت اسيدي که توصيه ميشود به آب آن دست نزنيد زيرا باعث خوردگي پوست مي شود. حاشيه رود حالت باتلاقي دارد و درون آن ميتوان بلورهای نمکی را مشاهده کرد. يک رود پرآب ولي کاملا بي فايده. وجود چنين رودهايي در کوير باعث پخش شدن نمک در سطح کوير ميشود و چهره کوير خشک را وحشي تر ميکند. در ادامه راه نهايتا به دوراهي ميرسيم که يک طرف به سمت زابل و زاهدان ميرود و طرف ديگر به سمت بيرجند در استان خراسان. اين راه کوتاهتر از راههاي اصلي استان است ولي به دليل عدم وجود امنيت ناشي از حضور اشرار عبور از آن بدون راهنماي محلي و هماهنگي با پليس توصيه نميشود.

در بازگشت از مسير به مکاني رسيديم که ميگويند هيچ موجود زنده اي حتي باکتري در آن شرايط قادر به زندگي نيست. به اين دليل فرسايش جسد هم به کندي صورت ميگيرد. به گفته راهنما از 40 سال پيش جسد شتري بصورت سالم در منطقه باقي بود که سال گذشته توسط توريستها لگد کوب و نابود شد و الان فقط استخوانهاي آن توسط ايشان در کمپ نگهداري ميشود.

در راه شهداد از قناتي زيبا در عمق 15 متري زمين با کانالهاي زيبا و اتاقکهايي که قرار بوده در دوره رياست آقاي مرعشي(رييس سازمان ميراث فرهنگی) رستوران گردد بازديد کرديم (پایاب). همچنين روستاهاي زيباي چهار فرسخ، ده سيف و اندوهجرد با مزارع سرسبز و نخلستانهاي زيبا در اطراف شهداد ميتواند از چهره گرم و خشک اين کوير بکاهد.

در شهر شهداد هم ميتوان آسياب قديمي شهداد و شهر کوتوله ها را بازديد کرد. علت نامگذاري شهر کوتوله ها بدليل ارتفاع اندک خانه هايي است که طي حفاري هاي گذشته از خاک بيرون آمده است. بدليل گرمي هوا ساکنين آن موقع ارتفاع خانه ها را کم در نظر ميگرفتند و قسمتي از بنا را نيز در زير زمين ميساختند بعد ها بدليل فرسايش و عواکل ديگر قسمتي از ارتفاع کمتر شده تا امروز بدين نام مشهور گشته است.

از کشفيات مهم ديگر شهداد ميتوان به درفش شهداد با قدمت هزاره سوم قبل از ميلاد اشاره کرد. اثر ديگر، جام سفاليني است که مربوط به دوران هخامنشيان و اشکانيان است. همچنين در گورستان شهداد حدود 25 مجسمه زن و مرد به دست آمده است که از گل ساخته شده اند. کليه اين اشيا به موزه هاي تهران و کرمان انتقال داده شده اند.پس از بازديد از زيبايي هاي طبيعي ديگر هيچ شوقي براي ديدار از دست ساخته هاي بشر نداشتم. کاش ميشد چند تا تپه و درختچه طاق و کلوت را سوغاتي با خودمون ببريم. پس از صرف ناهار در رستوران بخشداري شهداد که با کيفيت بسيار بد و قيمت فوق العاده گران همراه بود بار ديگر به کمپ بازگشتيم تا در مورد برنامه فردا تصميم بگيريم.

Magnum آنلاین نیست.  
Share on Facebook
پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
گردش, گردشگري, درباره طبيعت, سفر به شهداد, شهداد, طبيعت, طبيعت و توريسم, طبيعت گردي


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


Airplanes    Alcohol    Relationships    Law    Weapons    Clothes    poison    Diet     Smoking     Digital Tech    Psychology    Top10    Ideas    Middle East    Success


All times are GMT. The time now is 12:55 PM.


کپی رایت © 1388 . کلیه حقوق برای وبگاه حرف روز محفوظ است