قدیمی 16-05-2011, 06:08 PM   #1
(کاربر طلایی)
 
emily آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2011
نوشته ها: 956   (نمایش پست ها)
تشکر: 4
25 بار در 22 پست از ایشان تشکر شده است
Not Ranked  0 score     
Mezo كوير افسانه اي


كوير افسانه اي

مي دانيد كجا را مي گويم؟ شايدآري! شايد هم نه! حتماً اسامي زيادي شنيده ايد و يا بيابانها و كويرهاي زيادي را ديده ايد و يا از آنها عبور كرده ايد. كوير بزرگ نمك، ريگ جن، درياچه نمك، مرنجاب، جازموريان، ريگ بلند، ريگ حاجي مجي، كوير درانجير و ... كه در ايران وجود دارند و كويرها يا به تعبير جامع تر بيابانهاي بسيار وسيع و شگفت انگيز در نقاط مختلف عالم. بيابان تاكلاماكان، بيابانهاي ماوراي جيحون، صحراي بزرگ آفريقا، ربع الخالي در شبه جزيره عربستان، صحراي سينا، و ... كه هركدام از آنها مشخصات مخصوص به خود را دارند.

هميشه در طي قرون واعصار آدمي بر كرانه آنها ايستاده و شوق گذشتن و ديدن و رسيدن به آن سوي ديگر در تن و جانش نقش بسته است. جهانگشايان، تاجران و يا كاروانيان ديروز و ماجراجويان، جستجوگران و كوير نوردان امروز بر حاشيه اين كويرهاي دريا گونه ايستاده و نظاره كرده آنگاه كوير افسونشان كرده است و باروبنه سفر برداشته و به راه زده اند، راه كه نه، در واقع بي راه ، به پهنه باز و وسيع و پوشيده از سنگ ريزه، ماسه و همراه با طوفان شن ، تف و گرما يا سوز و سرما.



اين شرايط تغيير نكرده است و هنوز هم براي ديدن در كوير بايد چشمها را با دست سايه كرد تا كويرنبيند كه مي بيني.

« هنوز يك قرن كامل از رونق محمل سواران كوير لوت نگذشته و تجربه و مرارت هاي مسافريني كه براي سير و سياحت، زيارت و تجارت از اين پهنه پرماجرا عبور كرده اند در خاك مدفون نگرديده است. ليكن لهيب افسار گسيخته ماشين و جايگزيني ابزار چنان برق آسا عمل نموده كه انسان تصور مي كند صدها قرن از اين ماجرا مي گذرد و آنچه باقي مانده در لابه لاي كتابهاي كهن در قفسه ها است و تقريباً علاقه اي به مرور اين يادگارها باقي نمانده است و اين بي تفاوتي يعني بي اعتنايي به تمدن، فرهنگ، آداب و سنن»

اين گزارش شرحي است از سفر افرادي ماجراجو و كنجكاو به كوير لوت، اين وسعت خالي و بي انتهايي كه شايد افسانه اي ترين كوير باشد.

در ابتدا توضيح مختصري راجع به بافت، زمين شناسي و اقليم كوير لوت:
لغت لوت معني برهنه و تهي را مي دهد. كوير لوت يك بيابان واقعي است و يكي از خشك ترين و گرم ترين نقاط جهان است. حداكثر مطلق درجه حرارت در سايه بيش از 65 درجه سانتي گراد است. سطح وسيعي از اين بيابان فاقد پوشش گياهي است و ماسه هاي روان سراسر آن را پوشانده است.

وسعت آن حدود 80.000 كيلومتر مربع است. وسيع ترين ريگ و ماسه زار ايران به نام ريگ لوت با حدود 10.000 كيلومتر مربع وسعت در كوير لوت واقع است كه در مقايسه با ريگ هاي مهم دنيا در عربستان، آفريقا و ...اهميت چنداني ندارد اما از نظر ويژگيهاي پيكرشناسي زمين يكي از مهمترين آنها محسوب مي گردد. تنوع و عظمت بعضي از عوارض آن در دنيا منحصر به فرد است. مرتفع ترين هرم هاي ماسه اي ريگ لوت 475 متر ارتفاع دارد كه بلندترين آنها در دنيا به حساب مي آيد در مقابل اين هرم ها، حفره هاي بسيار گودي نيز وجود دارند كه اغلب پرتگاههاي مطبقي بر آنها مسلط مي باشد كه عميق ترين آنها 421 متر مي باشد. به گفته سون هدين جهانگرد و دانشمند معروف سوئدي:

« بدترين جاي كوير لوت قسمت جنوب شرقي آن بين بم و نه (نهبندان) بود كه يكي از وحشتناكترين نقاط تمام زمين است. در آنجا باد شمال غربي، كه حاكم بر اين منطقه است، شنها را جمع كرده و به صورت موج و تپه روي هم انباشته است.

و جاي اين موجها و تپه ها دائماً در حال تغيير است. خورشد سوزاني زمين را گرم مي كند و آن را به صورت آهن گداخته در مي آورد. بادي از روي اين صدها كيلومتر مربع كوير سوزان مي آيد آنچنان خشك است كه وقتي آدم و حيوان را غافلگير مي كند در يك آن تمام ذرات رطوبت بدن را به خود جذب مي كند و تنها يك موميائي چروكيده و سياه بر جا ميگذارد».

در غرب كوير لوت نيز كلوتها قرار دارند. كلوتها از شمال غربي به جنوب شرقي از يك سلسله جبال به طور مستمر و پشت سر هم تشكيل يافته كه به شدت فرسايش يافته اند. اين تپه هاي فرسوده از باد و باران با هسته هايي از رس فشرده داراي پوسته هايي هوازده مي باشد كه چون خاكي پف كرده سطح انها را پوشش داده است. كلوتها قسمتهاي كم تراكم به صورت تپه هاي منفرد به شكل هايي بسيار بديع در سطح صاف دشت ديده مي شوند.
به جز تپه هاي ماسه اي و كلوتها اشكال و صورتهاي ديگري از كوير مثل نمك زارها، سطوحي از سنگلاخ ، آبرفت ها و .... در لوت وجود دارد.

اين طبيعت و اقليم متنوع و شگفت انگيز و رابطه و هم زيستي هزاران سايه انسان باآن سبب شده تا هاله اي افسانه اي نام لوت را در بر گيرد. ما نيز سوار بر اسب آهنين قدم به لوت مي گذاريم تا با طبيعت بكر، پوشش گياهي، حيات جانوري و معبر و گذرگاهها، نشانه ها و عوارضي است كه كاروانيان و مسافران آنها را نام گذاري كرده و طي سالها از آن براي عبور از لوت بهره جسته اند بيشتر آشنا شده، تصاوير و موقعيت آنها را ضبط كنيم.

اواخر دي ماه 1385 است. بيشتر ارتفاعات ايران پوشيده از برف و سرما تا مغز استخوان نفوذ مي كند به ويژه در حاشيه كوير باد ميزبان شماست.

تيم عملياتي – تحقيقاتي كويرنوردان ايران وابسته به شبكه ملي زيست محيطي ايران (نمايندگي خراسان جنوبي) و سايت بزرگ كويرهاي ايران بیابان ها و کویرهای ایران ، مجهز به نقشه هاي مختلف توپوگرافي ، ماهواره اي ، زمين شناختي،GPS و رايانه، اتومبيل هاي 4WD ، موتورهاي تريل پرقدرت ، ابزار و لوازم مختلف حركت ، ناوبري ، تجهيزات فني ويژه شرايط خاص و تجهيزات كمپينگ واقامت در كوير، و از همه مهمتر كوله باري از تجارب سالها پيمايش بخشهاي مختلف كويرهاي بكر ايران ، آماده حركت است.

اين تيم شامل دو نفر جستجوگر كويرهاي ايران به اسامي سيد احمد رونقي(سرپرست) و سيد امير طالبي گل(مسئول فني) و حقداد نيك پرست( راهنماي محلي) مي باشد. راهنماي ما در ساليان دور چندين بار با كاروانهاي مختلف از اين عرصه گذشته و تجارب زيادي دارد.

براي آخرين بار همه تجهيزات كنترل و چكاب مي شوند . همه چيز! و اين بمعني آن است كه هيچ شوخي در كار نيست! كوچكترين اشتباه يا برنامه ريزي غلط ، حتي بجاي ماندن وسيله اي خرد و كوچك ، چه بسا سفرما را به تجربه اي تلخ و شايد ابدي بدل نمايد!

برنامه را بصورت اكسپديشن برنامه ريزي نموده ايم و بدين لحاظ آخرين حمله را يكدستگاه لندرور بهمراه موتورسيكلت تريل سوزوكي دي – آر شروع خواهد كرد.

شروع حركت ومحل ورود به اين پهنه باز، روستاي «ده سلم» است و مقصد روستاي «ده سيف» در نزديكي شهداد در غرب كوير.

بنابر يك افسانه محلي: سلم وسيف، دو برادر يكتا پرست در ميان قوم و تمدني منحرف بوده اند و پس از اينكه عذاب خداوند بر اين قوم نازل شد و شهر و تمدنشان زير و رو شد ، هر يك به سمتي رفته و در دو سوي كوير سكني گذيدند. آنها قنات هاي زيادي حفر كردند و با جاري شدن آب زندگي آغازي دوباره يافت و اين دو روستاي سر سبز به وجود آمد. با هزاران نخل بلند قامت و مزارعي براي كشاورزي.

در بيشتر سفر نامه هاي قديمي حتي كتب جغرافيايي قديمي اعراب هر جا از لوت نامبرده شده است نام ده سلم نيز آورده شده. اين جا قدمتي ديرينه دارد و فراز و نشيب زيادي را پشت سر گذاشته گاه به عنوان روستايي آباد و پررونق با چند بازار و گاه روستائي متروك و رو به ويراني. اما تا به حال به عنوان آخرين آبادي در مقابل هجوم كوير مقاومت كرده و همنچنان به زندگي ادامه مي دهد.

بيابان اطراف ده سلم پوشيده از بوته هاي بزرگ «اشنان» است و ما در ابتداي مسير و در حاشيه روستا به جريان آب شوري مي رسيم كه در بستر رودي خشك جاري است. اب در اين نقطه از زمين مي جوشد و چند متر پائين تر دوباره در شن فرو مي رود . درختچه هاي سبز گز و زلال آب جذابيت زيادي داشته و دسته اي مرغابي وحشي نيز در اين مكان را يافته اند.

از دامنه چند قله به هم پيوسته به نام «گدار ريگي» مي گذريم و پس از آن خود را در دشتي وسيع مي يابيم. مسير حركت به سمت عرب است. در سمت راستمان (شمال جغرافيايي) شاه كوه سر به آسمان سائيده و در جنوب غربي كوه دندانه اي «سيمرغ» به چشم مي آيد.

پوشش گياهي
در حال ناپديد شدن است و تنهابه صورت پراكنده بوته هاي «رْمس» روئيده اند.

افقي گسترده و باز راپيش رو داريم،شنهاي بيابان رنگهاي زيبا و مختلفي داشته و تپه ماهورها هر كدام به رنگي ديده مي شوند. در مسير جانوري نديده ايم جز چند پرنده كوچك به نام «چكاوك هدهدي». كوه كبود رنگ سيمرغ حال به وضوح در سمت چپ مسير حركتمان خودنمائي مي كند و در طرف راست در دور دست كوه عبدالهي و قسمتي از كوههاي اطراف معدن قلعه زري به چشم مي آيند. در نور خورشيد زمين به رنگزرد زيبائي مي درخشد، تپه اي زرد رنگ بر پيش روي ماست كه بالا زرد ناميده مي شود. اندكي بعد بر بلندايش توقف كرده تا اطراف را بهتر ببينيم و نام و وجه تسميه آن را به خاطر بسپاريم.

هر نقطه از كوير براي خود افسانه مهيجي داشته كه نام آن را توجيه مي كند.
در شمال غربي و در نور صبحگاهي، كوهي عظيم و سرخ فام مشخص است كه«سرخ كوه» ناميده مي شود. دوباره حركت مي كنيم، در مسير ديگر گياهي وجود ندارد،عوارض سطحي زمين حاكي از وزش بادهاي با شدت و قدرت زياد در اين منطقه است. سطح بيابان را موجهايي از ماسه و شن به ارتفاع حداكثر 40 سانتيمتر و طول 2تا 4 مترپوشانده كه به صورت هلالي و به موازات هم قرار گرفته اند. دانه هاي شن بين 5-2 ميليمتر قطر دارند كه در هيچ كجا نديده ايم باد بتواند اين دانه هاي درشت و تيره رنگ را به صورت موجهاي پياپي روي هم انباشته كند.

از بين چند كوه كوچك در حال عبور هستيم، ناگهان با جغدي روبرو مي شويم كه بر بلندي نشسته است و ما را مي نگرد. اندازه اي متوسط و چشماني زرد رنگ دارد. در همان اطراف ردپا و آثار زندگي روباه شني را نيز مي يابيم. وجود اين جانوران بسيار تعجب آور بود. آنها بدون وابستگي به آب در دل خشك و برهوت كوير يعني جايي كه به جز مارمولك شايد هيچ جانور ديگري حتي عقرب، مار و موش هم وجود ندارد، چگونه تغذيه كرده و حيات ادامه مي دادند؟
پس از عبور از اين تپه ها و كوههاي فرسوده در مقابل ما افقي بسيار وسيع قرار مي گيرد. ما با حركت به سمت جلو در حال كم كردن ارتفاع هستيم. در فواصلي دور ديوارهايي ديده مي شود كه همانند ساحلي مرتفع و صخره اي دردل درياي كوير پيش رفته است.

خورشيد در مركز آسمان است و ما در مرحلي به نام«كوچه» توقف مي كنيم، كه به علت محصور بودن مسير ميان دو رديف تپه مدور كه به خانه هاي مسكوني شباهت داشتند به اين نام معروف بود. آبروهاي طبيعي در ديواره دو سوي آن شيارهاي منظمي ايجاد كرده كه حتي در پائين دامنه هم بهطور موازي امتداد داشته و به هم نمي رسند.

«كوچه» ساليان متمادي محل اتراق كاروانهايي بوده كه در اين مسير تردد داشته اند. ما در طول روز حركت مي كنيم. اما در اغلب كاروانهاي قديم روز را استراحت داشته و قبل از غروب آفتاب حركت مي كرده اند. به اين ترتيب در مصرف انرژي و آبشان صرفه جويي مي شده و از خنكاي شبهاي كوير سود جسته و تا سپيده دم تا منزلگاه بعدي راه مي پيموده اند.

حال آن دماغه برجسته دور، واضح ديده مي شود و شكل هاي عجيب آن كاملاً جلب توجه مي كند بين «كوچه» و آن برجستگي كه به « پوزه گوش كال» معروف است دشتي شني و خاكستري رنگ وجود دارد. آثار قديمي جريان آب در دره هاي بين كلوتهاي «كوچه» به پايين دست ديده مي شود. مقابل «پوزه كال» توقف مي كنيم و جمله دكتر «گابريل» كوير نورد معروف را به ياد مي آوريم :« اينجا شهر لوت است، در مقياسي بسيار وسيع با شيب عمودي.

رسوبات رسي – ماسه اي تا ارتفاع صد متر در طبقاتي منظم به شكل پايه ستون، ستون و حصار تقسيم بندي شده و تصويري شبيه معماري كلوزيم در رم و معماري بازسازي شده بابل را عرضه مي كند».

«شهر لوت» به اعتقاد مردم كوير زمتني به دست انسان ساخته و مسكون شده بود عصر هنگام بازي نور خورشيد به اين عوارض فرسوده طبيعي حالتي كهن و افسانه اي داده است. چند «غراب» در آن حوالي پرواز مي كنند و انتظار مي كشند تا غذايي باز مانده از ما نصيبشان شود و شايد هم خود ما!
از شهر لوت به بعد كلوتها آغاز شده و به مرور متراكم مي شوند. زوزه باد تنها صدايي است كه به گوش مي رسد. دوباره را مي افتيم تا غروب خورشيد را در بين كلوتها تماشا كنيم.

هنگام غروب كوههاي فلات مرتفع كرمان در افق ظاهر مي شوند. رشته كوه عظيم «پلوار» با قلل رفيع و پوشيده از برف حاشيه غربي كوير لوت را همانند حصاري در برگرفته و از هجوم توده هواي گرم لوت به سمت كرمان و داخل ايران جلوگيري مي كند. ايستاده ايم و خورشيد بسان مغناطيسي عظيم آخرين ذرات نور و روشنايي را به پشت كوههاي دور مي كشد. كلوتي با ساختاري عظيم و ديوارمانند را نظاره مي كنيم كه آنرا «گوجار» ناميده اند. «گوجار» به عنوان محل اتراق زياد مورد استفاده بوده و كاروانيان با رسيدن به آن در مي يافته كه نيمي از مسير را پيموده اند.

باز هم گير مي كنيم ولي اين بار چيزي فزون تر از گل باتلاق و ماسه شنزار است !

جابجايي دنده كمكها هم هيچ تأثيري ندارد! در خاكي بس نرم فرو رفته ايم! اسب آهنين بر خاك سست سوار شده و گويي چنان آرامش يافته كه ديگركسي را ياراي جنباندنش نيست! به سراغ جك بادي مي رويم كه مخصوص چنين مواقعي است ، آنهم نيست ! شايد در گوشه اي از دست اندازهاي كوير از بالاي باربند به پايين افتاده باشد! بي سيم جواب نمي گويد! تريل را از بكسل آزاد مي كنيم و احمد استارت مي كند ولي آن هم سرناسازگاري با ما دارد چرا كه روشن نمي شود! سكوت وهم انگيز مي شود! همه به يك چيز مي انديشيم و آن سحر و افسون لوت است كه به ما مي فهماند چه مغرورانه پاي به خلوت پاك كوير گذاشته ايم و رؤياي فتح آنرا در سرگذرانيده ايم.

توبه مي كنيم وبه خلوت آرام كوير پناه مي بريم ، مي انديشيم ! و نجات مي يابيم !!

شب است و آرامشي عميق و با شكوه بر لوت حكم فرما شده و ما افسون شده به سوي آن كشيده مي شويم. فردا باز هم در دنياي بي جاني كه وجود يك لكه سبز يا يك چشم در آن رؤياست به راه خود ادامه خواهيم داد.
يك صبح عالي، هواي صبحگاهي تازه و خنك است و باد مي وزد. با طلوع خورشيد هوا رو به گرمي مي نهد.

تريل را از ماشين جدا مي كنيم و به اندرون عظمت كلوتها مي تازيم . اينجا ديگر كمترين نشاني از ماسه هاي بادي نيست ولي بجاي آن همه جا ازماسه هاي درشتي باندازه ي يك نقل ، پوشانيده شده است و بلد ما بياد مي آورد كه در طوفانهاي سهمگين حركت آنها را بچشم ديده است . كاروانيان براي رهايي ازبرخورد اين ريگهاي درشت و سنگين شترها را حلقه وار مي نشاندند و خود در ميان آنها از اين خشم بي امان طبيعت پناه مي جستند! طوفاني كه گاه تا چندين روز ادامه مي يافت!

موتور پرقدرت ما در ميان اين درياي ماسه بسان قايقي پريشان ره مي پيمود و ما مدهوش اين همه زيبايي و شكوه كلوت ها!

مدتي بعد از حركت به «كال شور» يا «رود شور» مي رسيم. اين رود كه رود مهمي است آب كوههاي اطراف «بيرجند» را از ميان بيابان وسيع با قوسي به سوي غرب به «گود نمك سر» مي آورد. در اين محل نمك به صورت لايه هاي فشرده ضخيمي ته نشين مي شود و در زمان گذشته ساكنان «خبيص و ده سيف» آنها را جمع آوري مي كرده اند. اين رود در برخي از مواقع غير قابل عبور است حتي براي اتومبيلهاي پر قدرت بياباني. علائم ايستايي آب نشانه توده عظيم آبي بوده كه به اين رود مي ريخته است. پس از كال شور بر تراكم تپه هاي كلوت افزوده مي شود و آنها مرتفع تر شده و شكلهاي عجيبي پيدا مي كنند . در اينجا محلي «باغ اسد» نام دارد و يك نقطه چشمگير كلوتها «پنچ انگشت» خوانده مي شود.

تپه اي موسوم به«دو دوانك» است كه توضيح آنرا چنين بيان كرده اند: «وجه تسميه اين تپه به رسمي مربوط مي شود كه در قديم ميان كاروانيان معمول بوده است و افراد كاروان به هنگام ورود به اين محل به نوعي مسابقه دو مي پرداختند (دو دوانك = بدو دونده كوچك) شركت كنندگان ضمن اينكه سعي مي كردند از يكديگر سبقت بگيرند، دوان دوان از تپه ها بالامي رفتند و كساني كه عقب مي ماندند مبلغي پول به برنده مي پرداختند و حتي افرادي كه به سبب كهولت و يا علل ديگر در مسابقه شركت نمي كردند، مي بايست مبلغ ناچيزي به عنوان جريمه بپردازند.

هر قدمي كه در كوير طي مي كنيم بيشتر به مضمون جمله«كوير بخش پر رمز و راز طبيعت است». پي مي بريم. پس از رد كردن كلوتها اين نگهبانان غول پيكر دشت دوباره به بيابان قدم مي گذاريم و به سوي جنوب پيش مي رويم .

در سمت راستمان كوهستان سر به فلك كشيده و سپيد پوش و سمت چپ كلوتهاي گرم و تفتيده و رو برو زميني صاف و يكنواخت كه گياهان نيز هراسناك از گرماي تابستانش سر از خاك در نمي آورند. اما نه! در افق سبزي به چشم مي خورد. در نزديكي روستاي ده سيف بوته هاي گز و طاق پديدار مي شوند. گزها تشكيل «نبكاهاي» بسيار بزرگي داده كه در نوع خود كم نظير محسوب مي شوند. اين گياهان در منطقه اي وجود دارند كه از آبرفت كوهها پوشيده شده است.

و در مسير آثار رودخانه هاي فصلي و آبروهاي فراواني به چشم مي خورد. ده سيف ، شفيع آباد، ... و شهداد در كنار كلوت هاهنوز به زندگي ادامه مي دهند. ده سيف داراي قلعه اي قديمي با برجهاي بلند و مزين به آجرهاي زيبا و جالب است. پس ازگشت كوتاهي به راهمان ادامه داده و شب هنگام به انتهاي اين سفر رسيده و وارد شهداد «خبيص» مي شويم. خستهاز سفري در قلب كويرهاي فلات مرتفع ايران و با فكر و ذهني آكنده از خاطرات به ياد ماندني قدم گذاشتن در كوره راه هاي بي انتهاي كويري ايران ما.

emily آنلاین نیست.  
Share on Facebook
پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
کویر, کویر لوت, کویر های ایران, کویر افسانه ای, گردش, گردشگري, درباره طبيعت, طبيعت, طبيعت و توريسم, طبيعت گردي


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


Airplanes    Alcohol    Relationships    Law    Weapons    Clothes    poison    Diet     Smoking     Digital Tech    Psychology    Top10    Ideas    Middle East    Success


All times are GMT. The time now is 12:55 PM.


کپی رایت © 1388 . کلیه حقوق برای وبگاه حرف روز محفوظ است