قدیمی 29-06-2011, 10:32 AM   #1
(کاربر طلایی)
 
kodiak آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2011
نوشته ها: 501   (نمایش پست ها)
تشکر: 0
15 بار در 14 پست از ایشان تشکر شده است
Not Ranked  0 score     
Sie220B684F206806E6E خلیج فارس در ورود استعمار


خلیج فارس در ورود استعمار

سالی که پای اروپائیان به خلیج فارس باز شد، مدت یک قرن بود که آنها از فئودالی خارج گردیده، و به دوران نو بورژوازی رسیده بودند، آنها پول را خوب می شناختند و می دانستند که برای پول باید تولید نو آور و تبلیغات و نیرنگ را هم زمان داشت.

ابزار هایی هم برای بدست آوردن پول لازم داشتند، منجمله سازماندهی و سلسه مراتب، طبقه بندی اسناد و سپس اسحله، و از وقتی که اسلحه های آتشین به میدان آمده بود، فئودال ها از قلعه هایشان بیرون کشیده شدند، که این کمک به ایجاد بورژوازی شده بود، برای دانستن بیشتر ساختارهای تاریخی اجتماع بروید. این موارد امتیاز اروپائیان گردید تا در حوزه خلیج فارس که هنوز مردم در دو شیوه زندگی قبیله ای و فئودالی با هم ناسازگار بسر می بردند، پیروز شوند.

بدین ترتیب برخورد دو تمدن موج اولی با بورژوازی نو پدید که ابتدای موج دومی است، استعمار بوجود آمد، این قبیل برخورد ها در تاریخ پدید آورنده شیوه های نو هم می شوند، برای دانستن بیشتر و توجه افزون تر، به لینکهای مطالب و تمامی وبلاگ انوش راوید مراجعه شود.

بازرگانان فرنگی بویژه ونیزی که سود فراوانی از خرید و فروش کالاهای مشرق زمین در فرنگستان می بردند، برای بر قراری روابط بازرگانی بین خود و ایرانیان کوشیدند. در دورانی که تمام وسعت ایران و ترکیه کنونی کاملاً در دست سازمان قبایل دینی بود مشکلی نبود و گردشگران و بازرگانان زیادی از راه زمینی جاده ابریشم به اروپا رفت و آمد می کردند.

با تغییرات تمدنی قرن 15 میلادی در اروپا و تأثیر آن در شرق، مرز های طولانی زمینی از ترکیه کنونی به ایران بسیار خطرناک گردید. زیرا شرق آسیای کوچک در دست قبایل سلجوقی و آرانی قرار داشت، و غرب آن بسوی فئودالی نو پدید می رفت، برخورد این دو تمدن آشوب در آسیای کوچک ایجاد کرده بود.

در هر صورت اروپائیان بدنبال راهی بودند که به ایران برسند، یک ملاح پرتقالی به نام بارتل میدیاز موفق گردید خود را به دماغه امید در جنوب افریقا برساند، ولی نتوانست از آنجا بگذرد و به سواحل آسیا برسد. سال بعد 1497 شخص معروف دیگر به نام واسکادوگاما، به رهبری یک ناخدای نجد عرب بنام شهاب الدین ابن ماجد توانست از دماغه امید بگذرد، و اقیانوس هند را طی کند، و به ساحل هند برسد، و با تصرف بخشی از ساحل هند نخستین پایه استعماری طرح ریزی شد.

ناخدا شهاب الدین ابن ماجد، دست پرورده ملاحان ایرانی بود، و کتابی بنام رحمانی یا در واقع همان رهنمایی در فن بحر نوردی نوشته است، که بیشتر اصطلاحات آن فارسی می باشد. چند سال بعد ناخدای پرتقالی دیگری موسوم به آلبوکرک به اهمیت خلیج فارس و کوتاه ساختن راه پرتقال به شرق پی برده بود، به فرمان آمانوئل پادشاه آن کشور با شانزده کشتی حرکت کرد و به هند رفت، و سه سال بعد به خلیج فارس روی آورد.


پرتغالی ها بعد از کشف راه دریای هندوستان برای اینکه ارتباط خود را با این نواحی زرخیز حفظ نمایند مصمم شدند تجارت بین بنادر و سواحل اقیانوس هند را که تا این تاریخ در دست ایرانیان و اهالی سواحل خلیج فارس بود، تحت نظر خود قرار دهند. برای رسیدن به این هدف برخورد آنها با امرا و متنفذین محلی اجتناب ناپذیر بود، و آنها به طرح ریزی های مختلف دست زدند، که بسیاری از این برنامه ها را در دفاتر دولتی خود ثبت کرده اند، و در تمام آنها نام خلیج فارس بارها و بارها تکرار شده است.

در شمال غربی ایران شکل ‌گیری دولت عثمانی و کشور گشایی های عثمانی ‌ها به کاهش ارتباط اروپایی ‌ها با شرق انجامید، چرا که آن ‌ها با سیطره بر ساحل دریای سیاه، مدیترانه و تسلط بر مصر و حجاز، نفوذ زیادی بر این راه استراتژیک و بازرگانی پیدا کردند.

بدین ترتیب اروپائیان از دسترسی آسان به کالا های چینی و ایرانی محروم شدند و باید هزینه‌ زیادی می ‌پرداختند، کشمکش ‌های بین ایرانیان و عثمانی‌ها نیز بر نا امنی راه‌ها افزوده بود. پرتغالی‌ها با این فکر که با دور زدن آفریقا و آمدن به خلیج فارس، کالاهای ایرانی و مروارید خلیج‌ فارس را بخرند و آن‌ها را برای فروش به هند ببرند، سپس، ادویه و کالاهای هندی را از راه بندر گوا در ساحل هند، خریداری کنند و با دور زدن دوباره‌ آفریقا به اروپا ببرند.

بنابراین، دریانورد پرتغالی آلفونسو دو آلبوکرک (Albuquerque) در صدد بر آمد دولتی قوی تحت سرپرستی دولت پرتغال در سواحل اقیانوس هند تشکیل دهد، و برای عملی شدن این نقشه، جزیره سقوط راه را در سال 1506 م تصرف کرد، و از طریق دریای عمان به نزدیک مسقط رسید.

در سال 1507 میلادی برای رسیدن به این هدف به جزیره هرمز وارد شد و آن جزیره از سال 1515 تا 1622 به اشغال پرتغالی‌ها درآمد، پرتغالی‌ها طی سده ‌های 16 میلادی توانسته بودند سراسر خلیج ‌فارس را زیر نفوذ خود درآورند و رفت و آمد کشتی‌ها با اجازه‌ آن‌ها و پرداخت حق گذر انجام می‌شد.

آلبوکرک بعد از ویران کردن مسقط خود را به ساحل هرمز رسانید، در این ایام پادشاه هرمز نوجوانی دوازده ساله به نام سیف الدین بود که به کمک امرای خود به دفاع از هرمز پرداخت، ولی سرانجام مغلوب آلبوکرک گردید و چاره ای نداشت جز آن که تحت الحمایگی پرتغال را بپذیرد.

آلبوکرک بعد از غلبه بر سلطان هرمز در ساحل جزیره قلعه مستحکمی جهت اقامت پرتغالی ها بنا کرد، اگرچه، قبل از آمدن پرتغالی ها به جزیره هرمز، سلطان آن محل در اداره متصرفات خود مستقل بود، لیکن بعد از تاسیس سلسله صفویه، زمامدار هرمز به شاه اسماعیل، موسس سلسله صفویه، خراج می داد و در حقیقت متصرفات وی قلمرو ایران محسوب می شد.

همین که شاه اسماعیل اول در 1507 میلادی خراج سالانه هرمز را مطالبه کرد، سیف الدوله به آلبوکرک مراجعه کرد و از او چنین پاسخ شنید، که هرمز به پادشاه پرتغال تعلق دارد و حاکم جزیره مکلف است خراج سالانه خود را برای کشور پرتغال ارسال دارد.

در 1513 میلادی آلبو کرک به پرتغال احضار شد، وی در مراجعت خود به هند مطلع گردید، که در غیبت او شیخ عدن سر به شورش برداشته، و سلطان هرمز تحت الحمایگی شاه اسماعیل را پذیرفته است. آلبوکرک برادر زاده خود را مامور سرکوبی آنها کرد و چون وی از این ماموریت نتیجه ای نگرفت به بندر گوآ پایتخت هند پرتغال بازگشت، و آلبوکرک را از جریان امرا آگاه کرد.

آلبوکرک در اوایل 1516 م به طرف هرمز حرکت و آنجا را تصرف کرد، در همین زمان از جانب شاه اسماعیل سفیری نزد وی آمد و سرانجام برای قطع دعاوی بین فرستاده شاه اسماعیل و آلبوکرک معاهده ای بسته شد، به موجب آن جزیره هرمز خراج گذار پرتغال شد و در مقابل پرتغالی ها متعهد شدند که با ایرانی ها علیه عثمانی ها متحد باشند. با وجود این معاهده، پرتغالی ها در 1521 م بحرین یعنی ساحل الحسا و جزایر مجاور آن را از تصرف شاه اسماعیل خارج کردند.

شاه اسماعیل از طرفی به سبب گرفتاری های داخلی و از طرف دیگر به علت نداشتن کشتی نتوانست از تجاوز های پرتغالی ها جلوگیری کند. وی حتی در شورش های بزرگ سالهای 1521 تا 1523 میلادی که در سراسر سواحل و جزایر خلیج فارس توسط ایرانی ها علیه پرتغالی ها به وجود آمده بود، هیچ گونه فعالیتی برای قطع ریشه پرتقالیها از خود نشان نداد.

در سال 1534 میلادی عثمانی ها بغداد را تصرف کردند به تدریج در احسا و به ویژه در قطیف نفوذ پیدا کردند، پرتغالی ها، در این سال ها که به علت بد رفتاری و اعمال ظلم و ستم خارج از اندازه به ساکنان سواحل خلیج فارس، دشمنان زیادی پیدا کرده بودند، با رقابت دولت عثمانی روبه رو شدند. طولی نکشید که در اواخر این قرن کشورهای استعمارگر دیگر اروپا، از جمله انگلیس و هلند در صدد برآمدند به منابع سرشار کشور های آسیایی دست یابند.

هنگامی که لشکریان به ظاهر شکست ناپذیر اسپانیا و پرتغال در سال 1588 میلادی در هم شکست، پای بازرگانان انگلیسی و هلندی در اقیانوس هند باز شد. در سال 1600 تا 1602 میلادی شرکت های انگلیسی و هلندی، هند شرقی بریتانیا و هند شرقی هلند تشکیل گردیدند، شعبه شرکت انگلیسی هند شرقی در سورات تشکیل شد.

در این زمان شاه عباس، که قبلا حق تجارت را به طور کلی به مسیحیان اعطا کرده بود، طی فرمانی دست کارگزاران شرکت انگلیسی را برای تجارت در خلیج فارس باز گذاشت، در تمام این اسناد موجود نام خلیج فارس ذکر شده است. در نتیجه شرکت مذکور فعالیت خود را برای فروش پارچه های پشمی در بندر جاسک گسترش داد، متعاقبا کشتی های شرکت هند شرقی در سال 1620م در بندر جاسک پرتغالی ها را به سختی شکست دادند.

در همین زمان به فرمان شاه عباس، امام قلیخان با نمایندگان شرکت انگلیسی به مذاکره پرداخت تا از آنها برای حمله به جزیره قشم و پایان دادن به سلطه پرتغالی ها کمک بگیرد. نمایندگان شرکت نیز، در میناب با امام قلیخان عهد نامه ای بستند و قرار بر این شد که ایرانی ها از خشکی و انگلیسی ها از دریا به جزیره قشم و هرمز حمله کنند.

بعد از عقد قرارداد، امام قلیخان ابتدا به قشم حمله برد و آنجا را تصرف کرد، سپس قوای متحدین قلعه هرمز را محاصره و تصرف کردند، با فتح هرمز 1621 میلادی مهم ترین پناهگاه پرتغالی ها در خلیج فارس، پس از یک قرن، از سلطه پرتغالی ها آزاد شد و پرچم ایران بر بالای قلعه جزیره به اهتزاز درآمد. هلندی ها قبل از وقایع هرمز چندان توجهی به خلیج فارس و بنادر و جزایر آن نداشتند، آنها تنها به این علت که در هندوستان و جزایر هند شرقی با پرتغالی ها رقابت داشتند، در جنگ هرمز، چند فروند کشتی به کمک ایرانی ها و انگلیس ها فرستادند.

ضمنا سلطه قدیم امرای هرمز، که از چند قرن پیش در هرمز قدیم (میناب فعلی) و هرمز جدید (جزیره فعلی هرمز) و سواحل عمان، گاهی استقلال داشتند، و زمانی دیگر تحت فرمان حکومت ایران و چندی هم تحت حمایت پرتغال و اسپانیا به سر می بردند، برافتادند. در جنگ ابتدا الله وردی خان خوانین لار را که از هم دستان پرتغالی ها بودند سرکوب کرد، آن گاه سپاهی را برای تسخیر بحرین مامور کرد. پرتغالی ها نیز در صدد دفاع از بحرین برآمدند، الله وردی خان برای کاستن فشار آنها بندر جرون را مورد تعرض قرار داد و با به کار بردن این تدبیر از استیلای مجدد پرتغالی ها بر بحرین جلوگیری کرد و این قسمت اولین نقطه ای از سواحل خلیج فارس بود که پس از یک قرن، از تسلط پرتغالی ها خارج شد و ضمیمه قلمرو صفویه گردید. از این زمان به بعد، هر چند جزیره هرمز به تصرف ایران درآمد، اما دیگر رونق بازرگانی سابق خود را باز نیافت.

در سال‌های پایانی این سده، انگلیسی‌ها و هلندی‌ها نیز کوشیدند در این منطقه نفوذ پیدا کنند، با این همه پرتغالی‌ها هم‌ چنان نفوذ خود را داشتند و می‌ کوشیدند بندر بصره را در فرمان خود بگیرند. شاه عباس بندرعباس را بندر تجارتی خلیج فارس قرار داد و انگلیس ها از جاسک به آن جا منتقل شدند. اما پرتغالی ها که بارها کوشیدند جزیره هرمز را پس بگیرند، و توفیق نیافتند سرانجام 1625 میلادی با شاه عباس صلح کردند و از کلیه متصرفات خود چشم پوشیدند.

شاه عباس مایل نبود از دوستی با دولت های پرتغال و اسپانیا صرف نظر کند، تا در صورت بروز دشمنی با انگلیس ها تنها نباشد، (توجه کنید افکار قبیله ای در مقابل بورژوازی استعماری)، بنا بر این به پرتغالی ها اجازه داد در بحرین به صید مرواید مشغول شوند و در شمال شرقی بندر لنگه برای خود قلعه و دارالتجاره بنا کنند، آثار آن باقی است امید است نسبت به حفظ و باز سازی آن بکوشند. به طور کلی در این موقع بنادر و جزایر خلیج فارس میدان فعالیت های تجارتی و اقتصادی ممالک مختلف اروپایی مانند انگلیس ها، هندی ها، فرانسوی ها و پرتغالی ها شده بود.

توجه: مکاتبات دولتی و رسمی تمام دولت ها در این زمان ها نام خلیج فارس ذکر شده است. از وظایف سازمان های دولتی و دانشگاه ها است که این اسناد تاریخی را بیابند و در اینترنت منتشر کنند، انتشار اینها بدلایلی از عهده من خارج است، منجمله سرعت پایین اینترنت چلاسر و کامپیوتر قراضه.

با این همه، بیرون رفتن پرتغالی‌ها راه را برای نفوذ انگلیس و هلند در خلیج ‌فارس هموار کرد، هلندی‌ها چند بنگاه بازرگانی در برخی بندرها و جزیره ‌های خلیج ‌فارس بر پا کردند و حتی رقیب بازرگانی انگلیسی‌ها شدند. در آن زمان شرکت هند شرقی هلند نفوذ زیادی در جزیره‌های اندونزی داشت و داد و ستد ادویه را در انحصار خود گرفته بود. هلندی‌ها در زمان شاه‌ عباس دوم توانستند در صادر کردن ابریشم ایران حق مساوی با انگلیس دریافت کنند و در کشمکش با شاه سلیمان صفوی برای دریافت امتیاز های بیش‌تر، برخی جزیره‌ها و بندرهای ساحلی را تا 11 ماه در فرمان خود گرفتند.

ولی از این تاریخ به بعد، شرکت هند شرقی هلند به تدریج در صحنه سیاست خلیج فارس وارد شد و طولی نکشید که برای انگلیس ها در خلیج فارس رقیب خطر ناکی گردید و روز به روز بر قدرت و نفوذش افزوده شد، تا جایی که در 1626م موافقت شاه عباس اول را برای در اختیار گرفتن تجارت ابریشم جلب کردند.

در زمان سلطنت شاه عباس دوم تجار هلندی از وی خواستند حق آزادی تجارت در خلیج فارس را از انگلیس ها سلب کند و نظر به اینکه این خواسته مورد موافقت شاه عباس قرار نگرفت هلندی ها شدت عمل نشان دادند، و جزیره قشم را تصرف کردند و شاه عباس دوم ناچار شد به آنها امتیازات بیشتری بدهد.

در زمان سلطنت شاه سلیمان هلندی ها جزایر و مواضعی را که تصرف کرده بودند، بعد از مدت یازده ماه، تخلیه کردند و در زمان سلطنت شاه سلطان حسین، به سبب توسعه نفوذ انگلیس ها، همه امتیازات خود را از دست دادند، و حتی از معامله ابریشم با ایران نیز محروم شدند.

در دوره انحطاط سلسله صفویه تسلط ایران بر خلیج فارس ضعیف شد، هم چنین بعد از کوتاه شدن دست پرتغالی ها از خلیج فارس، خوارج صاحب قدرت و اهمیت شدند تا جایی که در دوران امامت سیف بن سلطان، که با شاه سلطان حسین معاصر بود، سلطه و تجاوز آنها سر تا سر اقیانوس هند را، از ساحل زنگبار تا هند غربی، دچار وحشت کرده بود. در اواخر امامت سیف بن سلطان، خوارج، بحرین را تصرف کردند و هرمز و کیش و قشم را ضمیمه عمان نمودند. این مقاوت سازمان قبیله ای دینی در مقابل نو آوری، و جهش منطقه ای خلیج فارس به دو مرحله جلو تر در ساختارهای تاریخی اجتماع بود، که خود به خود مقاومت مردم را بدنبال داشت، برای مفهوم شدن این مطلب تمامی وبلاگ انوش راوید را بخوانید.

در سال‌های پایانی دوره صفوی، به سبب هرج و مرج پس از شورش قندهاری های افغان‌، انگلیسی‌ها از فرصت به وجود آمده بهره گرفتند، نمایندگان کمپانی هند شرقی بیش از پیش در منطقه‌ خلیج فارس نفوذ پیدا کردند. در این ایام شاه سلطان حسین برای دفع شر آنها از دولت های انگلیس، هلند و فرانسه یاری خواست ولی درخواست او مورد قبول واقع نگردید، به ناچار، وی از نایب السلطنه پرتغال که در گوآ اقامت داشت درخواست کمک کرد. پرتغالی ها هم به کمک برخاستند، و در 1719 م در بندر کنگ خوارج را در هم شکستند.

بعد از این رویداد، در عمان یک رشته جنگ های داخلی به وجود آمد و در این گیرودار اعراب تابع ایران به نام هوله بحرین را بعد از گذشت ده سال که در تصرف قبیله ای از خوارج بود، از آنها پس گرفتند. آن‌ها آرام ‌آرام برخی از شیخ‌ های عرب را در جزیره‌ها و سرزمین‌ های ایران در منطقه‌ خلیج فارس به قدرت رساندند و از آن‌ها در برابر ایران پشتیبانی کردند.

مهم ‌ترین آن‌ها گروهی به نام خوارج عمان بود که بحرین را گرفتند و هرمز، کیش و قشم را بخشی از عمان کردند. پس از آن، عمان به درگیری ‌های درونی دچار شد و قبیله ‌ای از عرب های ایران به نام آل‌هوله، بحرین را که نزدیک 10 سال زیر فرمان خوارج بود، گرفتند. با روی کار آمدن نادرشاه افشار و فروکش کردن هرج و مرج‌های سال‌های پایانی حکومت صفویان، فرصتی دیگر فراهم آمد که ایرانیان نفوذ خود را بر خلیج فارس بازیابند. ‌سردار محمد تقی‌ خان توانست بحرین و مسقط را تصرف کند، یک بار دیگر یاد آوری نمایم در این زمان ها جمعیت جنوب خلیج فارس بسیار کم بود، ولی جمعیت شمال آن زیاد بود.

بعد از انقراض سلسله صفوی، با روی کار آمدن نادر شاه افشار، موقعیت ایران در خلیج فارس تا حدی تثبیت شد، نادر در 1736 م بعد از پایان مراسم مجلس تاریخی دشت مغان، محمد تقی خان، بیگلربیگی فارس را مامور کرد تا بحرین را فتح کند. محمدتقی خان نظر به اینکه کشتی در اختیار نداشت، با توسل به زور، هلندی ها را به نقل و انتقال سپاهیان خود واداشت و به این ترتیب عمان و مسقط را تصرف کرد.

احمدبن سعید بوسعیدی حاکم قلعه صحار که بر امام سیف شوریده بود، سر به اطاعت نهاد و به حکومت صحار منصوب شد. بعد از کشته شدن نادر حاکم مذکور از اوضاع و احوال آشفته آن روز ایران سوء استفاده کرد، و بر مسقط و بیشتر نواحی عمان تسلط یافت و همچنان جانشینان او عمان را تاکنون در تصرف خود دارند. انگلیس ها در زمان سلطنت نادر در جهت مخالفت بودند، از جمله در این لشکر کشی ها به دولت ایران کمکی نکردند و برعکس، در دفاع از بصره نیز حامی دولت عثمانی شدند.

به همین سبب نادر نسبت به آنها متغیر شد و برای مقابله، ابتدا در صدد بر آمد خود را در خلیج فارس به کشتی های جنگی تجهیز کند. از این رو دستور داد تا در بندر بوشهر کشتی بسازند و چوب مورد نیاز را از جنگل های مازندران تامین و به ساحل خلیج فارس حمل کنند، ولیکن این اقدام نتیجه مطلوبی در بر نداشت، آثار مناطق و مسیر هایی که چوب ها از شمال حمل شده در جنگل های شمال پیداست رجوع شود به چلاسر و جل.

عکس نمونه کشتی که نادر شاه دستور ساخت آنها را داد، عکس شماره 1210 ، به تاریخ کشتی های بادبانی ایران مراجعه شود.

نادر با به آب انداختن 30 فروند کشتی در خلیج‌ فارس تا اندازه‌ای در ایجاد نیروی دریایی در آب‌های جنوب ایران کوشید، اما آن نیرو نتوانست در برابر نیروی دریایی انگلیس چندان پیروز باشد. در زمان نادر امتیازات شرکت هند شرقی بریتانیا تجدید شد، ولی از یک طرف به علت هرج و مرجی که بعد از قتل نادر در ایران به وجود آمد، و از طرف دیگر بروز جنگ هفت ساله بین فرانسه و انگلیس، بر سر تسلط بر هندوستان (1756-1763میلادی)، باعث شد فعالیت شرکت هند شرقی انگلستان با مشکلاتی مواجه گردد. پس از کشته شدن نادر و هرج و مرج دوباره در ایران، استعمار گران توانستند فعالیت ‌های ضد ایرانی خود را از سر گیرند، از جمله، در 1755 م نیپ‌هوزن ( Kniphavsen ) نماینده‌ی کمپانی هلندی، جزیره خارک را اشغال کرد.

فرمان ‌روایی کریم ‌خان زند با اوج کشمکش‌های فرانسه و انگلیس بر سر هندوستان همراه بود، فرانسوی‌ها در سال 1759 میلادی به بندر عباس یورش آوردند، و مرکز بازرگانی انگلیسی‌ها را در آن شهر نابود کردند.

انگلیسی‌ها مرکز بازرگانی خود را به بصره، که در فرمان عثمانی‌ها بود، جا به ‌جا کردند، و چون هلندی‌ها نیز مرکز بازرگانی خود را در بوشهر بسته بودند، زیان بسیاری به بازرگانی ایران وارد شد. در همان زمان، شیخ بندر ریگ به نام میر مهدا، که دیر زمانی خود را رعیت و فرمان بر‌دار دولت ایران می ‌دانست، از هرج و مرج در ایران و رقابت هلند و انگلیس بهره ‌برداری کرد، و علیه صادق‌ خان، والی فارس و برادر کریم ‌خان شورش کرد. صادق ‌خان توانست آشوب میر مهدا را سرکوب کند، میر مهدا پیش از آن که به بیرون فرار کند، همه‌ سپاهیان و بازرگانان هلندی را کشت و به این ترتیب به تسلط هلندی‌ها بر خلیج‌ فارس ‌ پایان داد. کریم‌خان زند، میرمهدا را که به دریا زنی روی آورده بود، توسط زکی‌ خان تعقیب کرد و سرانجام میر مهدا در بصره کشته شد، با تصرف بصره توسط صادق‌خان برادر کریم‌خان، تسلط ایران بر دهانه‌ خلیج کامل شد.

در زمان کریم خان زند هم مطابق معمول تحولات زیادی در اوضاع خلیج فارس به وقوع پیوست، در این دوران تجارت بحری خلیج فارس در دست هلندی ها و انگلیسی ها بود. فرانسوی ها هم که در این زمان با انگلیس ها درگیری و رقابت داشتند، در خلیج فارس نیز مزاحم دشمنان خود می شدند، و حتی یک بار در 1758 م، با چهار فروند کشتی جنگی به بندرعباس آمدند، و مراکز بازرگانی انگلیس ها را گلوله باران کردند. چهار سال بعد از این واقعه انگلیس ها مرکز بازرگانی خود را به بندر بصره که آن زمان به امپراتوری عثمانی تعلق داشت، منتقل کردند، هلندی ها هم مراکز بازرگانی خود را از خلیج فارس به خاک عثمانی بردند.

در نتیجه بروز این حوادث لطمه شدیدی به تجارت ایران وارد شد، کریم خان که علاقه زیادی به پیشرفت بازرگانی ایران داشت، در ا761 م، انگلیس ها را به بندر بوشهر برگرداند، و به آنها امتیازی داد، به طوری که عملا صادرات و واردات از راه بوشهر را در انحصار خود گرفتند، و تا 1769 م در همین بندر به توسعه تجارت اشتغال داشتند، آثار تاریخی زیادی از اینها در بوشهر باقی مانده است. در این تاریخ باز هم به علت برخورد دو تمدن قبیله ای و بورژوازی استعماری و نداشتن امنیت، ناچار بوشهر را رها کردند، و رهسپار بصره شدند.

در 1753 میلادی کنیپ هاوزن رییس تجارتخانه هلندی جزیره خارک را تصرف کرد، و در آنجا قلعه نظامی بنا نمود، و آن جزیره را مرکز صید و تجارت مروارید قرار داد. این جا یاد آوری نمایم، با انتقالات دفاتر انگلستان به بصره از آن تاریخ بصره و بغداد و در کل عراق امروزی، پایگاه اصلی توطئه های بریتانیا در سراسر منطقه شد، عوامل رنگارنگ و نیرنگ باز و کار گزاران و چهره های استعماری انگلیس از آن نقطه به تمام ایران بزرگ و مخصوصاً به ایران کنونی می فرستادند که تاکنون ادامه دارد.

چندی نگذشت شیخ بندر ریگ میر مهنا بر صادق خان والی فارس شورش کرد، و چون نتوانست در مقابل سپاهیان صادق خان مقاومت کند، به جزیره خارک حمله برد و آنجا را از هلندی ها گرفت 1765 م، و سپس به راهزنی در دریا پرداخت. کریم خان برادر مادری خود زکی خان را مامور سرکوبی وی کرد میر مهنا به بصره گریخت و در آنجا کشته شد، و جزایر خارک و خارکو به تصرف کریم خان درآمد. با انتقال مجدد مرکز تجارتی انگلیس ها به بصره، کریم خان مصمم شد آنجا را تصرف کند، تا هم بصره را از اعتبار تجاری آن بیندازد، و هم انگلیس ها را مرعوب نماید.

صادق خان در اجرای این تصمیم و مداخله در خاک عراق، سوء رفتار عثمانی ها را نسبت به زوار ایرانی بهانه قرار داد، و حمله کرد و سرانجام بصره را در 1776 م به تصرف درآورد. کریم خان زند چون از افراد سازمان قبیله ای دینی بود، از نیرنگ های بورژوازی استعماری چیزی نمی دانست و آن دشمنان تاریخی ایران با نیرنگ او را کشتند.

بعد از در گذشت کریم خان، اختلافات شدیدی بین جانشینان او بر سر تصرف تاج و تخت به وجود آمد، و نفوذ دولت ایران را در خلیج فارس و سواحل آن بسیار کاهش داد. مضافا به این که مقارن این ایام وهابیه هم از موقعیت استفاده کرد، از جمله محمدبن خلیفه در 1779 م بحرین را به تصرف خود در آورد، بحرین در این سالها کمتر از ده هزار نفر جمعیت داشت، که بیشتر آنها از اهالی داخل ایران بودند، و این شورش و تصرف فقط با کمک انگلیسه امکان داشت. در اواخر سلسله زندیه اغلب بنادر و سواحل خلیج فارس تحت نفوذ قواسم بود، در 1795 م سلطان احمدبن احمد هم پس از تثبیت موقعیت خود در عمان، بنادر چاه بهار، جاسک، گواتر، بندرعباس و جزایر قشم و هرمز را تصرف کرد، و برای تحکیم موقعیت خود در نقاط مذکور فرمانی از آغا محمد خان قاجار گرفت، حاکی از این که بندرعباس و جزایر قشم و هرمز به مدت 75 سال در اجاره او و فرزندانش باشد.

با مرگ کریم خان زند و فرارسیدن سومین هرج و مرج در ایران که با درگیری ‌های آقا‌ محمد خان قاجار با روسیه در گرجستان همراه شد، انگلستان وضعیت خود را در خلیج پایدارتر کرد.

انگلستان به بهانه‌ مبارزه با برده ‌فروشی و دریا زنی امیران شارجه و رأس‌الخیمه را، که به قواسم یا جواسم مشهور بودند، طی جنگ ‌هایی (1819-1808) به تسلیم شدن واداشت. سرانجام جواسم در 22 دسامبر 1819، پرچم سفید تسلیم را بر افراشتند و خود را تحت‌الحمایه (در پشتیبانی) بریتانیا قرار دادند.

در آن زمان فتحعلیشاه پادشاه ایران بود، و بی ‌لیاقتی او سبب شد که استعمار بریتانیا بتواند به همه هدف‌ های استعماری خود برسد. با آن‌که حاکمان بحرین و دیگر شیوخ خود را خراجگزار ایران می‌دانستند و حاکمان فارس علاوه بر فرمان ‌روایی بر ایالت فارس خود را حاکم همه‌ جزیره ‌های خلیج‌ فارس می ‌دانستند، دولت انگلیس با بستن قرارداد با حاکمان ساحل جنوبی، آن‌ها را متعهد کرد که بدون اجازه‌ انگلستان با هیچ دولتی ارتباط سیاسی بر قرار نکنند. با بستن قرارداد سری 1903 بین ‌روس و انگلیس و کشف نفت در مسجد سلیمان و دیگر جاهای خلیج ‌فارس انگلستان یک نیروی دریایی نیرومند در آب‌های خلیج‌ فارس و دریای عمان مستقر کرد.

تا قرن نوزدهم میلادی فعالیت های شرکت هند شرقی بریتانیا تنها جنبه تجاری داشت ولیکن از این پس با حمایت دولت انگلستان این فعالیت ها جنبه نظامی و سیاسی نیز پیدا کرد. دریا زنی و برده فروشی در این قرن بهانه ای شد تا انگلستان در خلیج فارس دخالت کند با روسیه و فرانسه به رقابت های سیاسی پردازد، دریا زنی در خلیج فارس سابقه تاریخی داشت و مراکز مهم آن در شیخ نشین های سواحل جنوبی مستقر بودند، امروزه به سومالی کشیده شده است.

در نتیجه اقدمات نظامی دشمنان تاریخی ایران صدمات زیادی به ایران وارد شد، و بسیاری از حقوق حقه ایران پایمال گردید. بعد از کشته شدن نادر، قواسم بر فعالیت دریا زنی خود افزودند و ناحیه ای را که به سواحل متصالح یا دریا زنان معروف بود، تصرف کردند، و بندر بوشهر در معرض تهدید آنها قرار گرفت.

فتحعلی شاه قاجار برای جلوگیری از تجاوز های قواسم و اعراب عتوبی در دوازدهم ذی حجه سال 1229 هجری قمری مطابق بیست و پنجم نوامبر سال 1814 میلادی پیمانی شامل یازده فصل، با دولت انگلستان منعقد کرد که متاسفانه باید آن را از بدترین معاهدات در تاریخ ایران دانست. زیرا به موجب مفاد آن ایران در حقیقت از لحاظ ارتباط سیاسی، به طور دربست تحت نظر دولت انگلستان قرار می گرفت. خلاصه تعهدات انگلستان به شرح زیر بود:

1 - سالی یک صد و پنجاه هزار لیره به فتحعلی شاه بپردازد، به شرط این که این مبلغ با نظارت نماینده آن دولت فقط برای نگهداری سپاه در سرحدات شمالی ایران صرف شود.
2 - در امور داخلی افغانستان به هیچ وجه مداخله نکند.
3 - از کمک و معاونت به سر کشان و شاهزاده گانی که علیه تاج و تخت پادشاه قاجار قیام کنند، خودداری نماید.
4 - اگر ایران به کمک نیروی دریایی انگلیس در خلیج فارس احتیاج داشته باشد به او (ایران) کمک کند مشروط بر این که این امداد عملا برای آن دولت (انگلستان) میسر باشد.
5 - اگر دولت دیگری به خاک ایران تعرض کند، حتی المقدور از کمک مساعدت با ایران خود داری نکند.

سرانجام قواسم مقهور شدند و شیوخ سواحل دریا زنان در 1820 م با انگلستان پیمانی مبنی بر ترک دریا زنی یا دزدی دریایی امضا کردند، در این قرار داد نام خلیج فارس ذکر شده است، مهم: اشخاصی که متن قرار داد را دارند، خواهشاً آنرا اینترنت منتشر نمایند.

در اواخر قرن نوزدهم میلادی خرید و فروش سلاح در خلیج فارس جانشین برده فروشی شد، بوشهر و مسقط از مراکز مهم فروش آن بودند، در آن زمان ایران در آستانه ورود به تمدن نو فئودالی ایرانی بود ولی بسیاری از ایرانیان در دوران سازمان قبیله ای بسر می برند.

دولت ایران که خطر مسلح شدن ایلات و عشایر را احساس کرده بود با کمک انگلستان به اقدامات شدیدی مبادرت کرد، با این همه قاچاق سلاح ریشه کن نشد، و تنها مراکز فروش از مسقط به بندرگاه های کوچک مکران منتقل گردید. انگلستان بعد از این که از توجه دولت روسیه به خلیج فارس و از توجه دولت آلمان به کویت مطلع گردید، برای تثبیت موقعیت خود عهد نامه ای در 1899 م با شیخ مبارک، شیخ کویت منعقد کرد، اگر چه کویت تا اکتبر سال 1914 میلادی تابع دولت عثمانی بود، لیکن طبق مفاد پیمان مذکور کویت تحت الحمایه انگلستان قرار گرفت. در اوایل قرن بیستم به موجب مفاد قرارداد 1907 میلادی که بین دولت های روسیه و انگلستان منعقد شد، انگلستان نقشه روسیه برای نفوذ در خلیج فارس را نقش بر آب کرد.

با پیدایش نفت در مسجد سلیمان، خلیج فارس، سواحل، بنادر و جزایر این منطقه بیش از پیش مورد توجه انگلستان قرار گرفت. دولت آلمان هم برای راه یافتن به خلیج فارس در 1903 م امتیاز تاسیس راه آهن از آناتولی تا بغداد و بصره را از دولت عثمانی به خود اختصاص داد. از طرف دیگر طبق پیمانی که در سال 1913 میلادی بین دولت های عثمانی و انگلستان بسته شد، به موجب مفاد آن، انگلستان حق نظارت بر تاسیس راه آهن در جنوب بصره را به دست آورد.

گذشته از این دولت عثمانی خود مختاری کویت و پیمان های منعقد شده بین انگلستان و شیوخ خلیج فارس را به رسمیت شناخت و همچنین از دعاوی خود نسبت به قطر و بحرین و مسقط صرف نظر کرد، در نتیجه تسلط عثمانی تنها به نواحی جنوب نجد شبه جزیره عربستان محدود شد. در سال 1913 میلادی عبدالعزیزبن سعود ترک ها را از احسا بیرون کرد و در حقیقت بار دیگر نفوذ و قدرت وهابیان در خلیج فارس گسترش یافت، در تمام مکاتبات عثمانی نام خلیج فرس ذکر شده است.

در طول جنگ جهانی اول اقدامات انگلستان دفاع از شیوخ دست نشانده عرب در جنوب خلیج فارس بود، که جمعیت آنها کمتر از یکصد هزار نفر می شد، زیرا انگلستان می دانست آنها در قوانین علم جغرافی ـ تاریخ نقاط خوبی هستند. همچنین دخالت های استعماری انگلستان در امور داخلی و نقض بی طرفی ایران، و انعقاد قرارداد 1919 میلادی با وثوق الدوله نخست وزیر وقت، تماما برای حفظ منافع آن دولت در ایران و به ویژه سواحل خلیج فارس بود.

در جنگ جهانی دوم نقش خلیج فارس برای رسانیدن مهمات از طریق راه آهن سراسری به دولت روسیه بسیار تعیین کننده بود، و به سود متفقین تمام می شد، و در ایران کسی نبود تا از آن برای اهداف ملی استفاده ببرد. با این همه دولت های انگلیس و روسیه شوروی به بی طرفی ایران توجه نکردند و از طریق خلیج فارس و جلفا یکی بعد از دیگری سرتاسر ایران را به اشغال خود درآوردند، آمریکا نیز در این جنگ برای اینکه از رقیبان و هم رزمان خود عقب نماند، وارد میدان شد و موقعیت خود را در خلیج فارس و سرزمین های اطراف تثبیت کرد، دوران دو جنگ جهانی در میلیون ها سند نام خلیج فارس ذکر شده است.

با آغاز جنگ اول جهانی کشتی‌ های نفت ‌کش انگلیسی همواره حامل نفت به اروپا و آمریکا بودند، پس از پایان جنگ اول و دوم جهانی به علت آن که ملت ‌های آسیایی و آفریقایی از خواب بیدار شده و نهضت‌های ضد استعماری خود را آغاز کرده بودند، انگلستان بر آن شد که خط‌ مشی استعماری به شیوه‌ی‌ گذشته و اشغال خلیج ‌فارس را رها سازد، و پس از انعقاد قرار داد های دو جانبه با هر یک از شیخ‌ های منطقه، آن‌جا را ترک کند.

انگلستان در سال 1930 کوشید حکومت یک ‌پارچه ‌ای از کویت، عدن و دیگر شیخ ‌نشین‌ها تشکیل دهد، ولی وجود اختلاف بین رهبران این سرزمین‌ها از یک سو و مخالفت جدی رهبران سعودی با تشکیل این فدراسیون، برنامه ‌ریزی انگلستان را به دشواری انداخت. پس از قیام مردم ایران و ملی شدن صنعت نفت، انگلستان برای جلوگیری از تکرار چنین نهضتی در سواحل نفت‌خیز جنوبی، تصمیم گرفت که در 1925 میلادی، فدراسیونی از امارات عربی تشکیل داده وحتی در نظر داشت که امیرعبدال، ولیعهد عراق را به ریاست این فدراسیون منصوب کند، ولی دشمنی خاندان صعودی با خاندان هاشمی عراق سبب شد که بار دیگر بریتانیا از این کار منصرف شود.

در 16 ژانویه 1968 میلادی،‌ هارولد ویلسن، نخست‌وزیر آن زمان انگلیس، اعلام کرد که انگلستان تصمیم دارد که تا سال 1971 همه‌ نیروهای خود را از شرق سوئز بیرون ببرد. در پی این تصمیم بود که انگلستان ضمن تماس با شیوخ ابوظبی، دبی، شارجه، عمان، ام‌القوین، فجیره و رأس‌الخیمه، زمینه را برای زمان پس از بیرون رفتن خود از این منطقه فراهم ساخت و آن‌ها را ترغیب به اتحاد با یکدیگر کرد.

سرانجام، در 19 ژانویه 1968 میلادی امارات دبی و ابوظبی اعلام کردند که برای مشارکت در بنیان سیاست خارجی و دفاع و امنیت و آموزش و بهداشت و تابعیت واحد با یکدیگر متحد خواهند شد. به دنبال این اعلامیه شیوخ دیگر نیز علاقه خود را به شرکت در این اتحادیه اعلام کردند. در دوم دسامبر 1971 حکمرانان شش امیرنشین کوچک جنوب خلیج فارس در امارت دبی گرد آمدند و با امضای پیمان ‌نامه‌ای امارات متحده عربی را تشکیل دادند، پس از اندک زمانی با پیوستن حاکم رأس ‌الخیمه به آن پیمان شمار امیرنشین‌های این اتحادیه به هفت امیرنشین افزایش یافت.

اما امیر قطر که در نظر داشت پس از بیرون رفتن نیروهای انگلیس از آن سرزمین به اتحادیه‌ امارات متحده‌ عربی به پیوندد، از نظر خود برگشت و این سرزمین از سال 1971 به صورت کشوری مستقل درآمد. در همین سال، بحرین، که از دوران باستان بخشی از خاک ایران به شمار می‌آمد، با پشتیبانی دولت انگلستان از ایران جدا شد و به صوت کشوری مستقل در آمد.

مهم: پیش از لشکر کشی بریتانیا در سال 1819 م، سواحل جنوب خلیج فارس فاقد جمعیت شهر نشین بود، و در چندین قبیله مختلف متخاصم و کمتر از ده هزار نفر بودند، جمعیت در شمال خلیج فارس که پیوسته طبیعی به فلات ایران است، قرار داشت. سپس با ترفند های انگلیسی جمعیت به جنوب اضافه شد، و در نیرنگ و زرنگی دیگر استعماری تولید دزدی دریایی و ساختن و پرداختن سابقه تاریخی دروغی برای آن کردند.

مردمی که در دوران سازمان قبیله ای دینی بسر می بردند دزدی دریایی برایشان مفهوم نداشت، این کلکها و حقه ها ثمره بورژوازی استعماری است، همانطور که بارها در وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ نوشته ام اغفال این دروغ های استعماری و امپریالیستی نشوید و آنها را با دید ایرانی بررسی کنید.

kodiak آنلاین نیست.  
Share on Facebook
پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
گردش, گردشگري, خلیج فارس, درباره طبيعت, طبيعت, طبيعت و توريسم, طبيعت گردي


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


Airplanes    Alcohol    Relationships    Law    Weapons    Clothes    poison    Diet     Smoking     Digital Tech    Psychology    Top10    Ideas    Middle East    Success


All times are GMT. The time now is 12:55 PM.


کپی رایت © 1388 . کلیه حقوق برای وبگاه حرف روز محفوظ است