|
|
|
|
#1 |
|
(کاربر طلایی)
![]() تاریخ عضویت: Feb 2011
نوشته ها: 956
|
گربه جنگلي
از گربه وحشى اندكى بزرگتر است و گربه مردابى، گربه نيزار و سياه گوش جنگلى نيز ناميده مى شود. در هندو چين، تايلند، برمه، هند، سرى لانكا تا بين النهرين و خاورميانه و از آنجا تا بالاى مصر حضور دارد اما شمالى ترين دامنه پراكندگى آن ماوراء خزر و افغانستان است. ۹ زيرگونه براى آن تشخيص داده شده كه كوچك ترين در هندو چين و بزرگترين در دره رود نيل است. پاهاى بلند اما دم كوتاهى دارد كه به زحمت تا پاشنه پايش مى رسد. سرش باريك تر و پوزه اش كشيده تر از گربه وحشى و گوش هايش بلند و نوك تيز و در انتها داراى دسته اى موى سياه است. رنگ زمينه اش از شرق به غرب از زرد مايل به قهوه اى تا خاكسترى مايل به قرمز و دارچينى متغير است. در كودكى نوارهاى تيره نزديك به هم دارند كه در افراد بالغ محو شده و تنها آثار آن روى پاها به صورت نوارهاى عرضى مبهم باقى مى ماند. دم داراى چند حلقه تيره و در انتها سياه است. پشت گوش قرمز قهوه اى است. در پاكستان و هند گربه جنگلى كاملاً سياه نيز وجود دارد. علفزارهاى مرطوب و نيزارهاى نزديك آب راكد را ترجيح مى دهد و هرگز خيلى از آب دور نمى شود. برخلاف نامش عمدتاً در علفزارهاى باز و حاشيه هاى جنگلى زندگى مى كند اما در جنگل هاى انبوه هميشه سبز نيز ديده مى شود. در مجاورت مزارع كشاورزى پيدا مى شود. از انسان گريزان نيست و گاه در حوالى سكونتگاه هاى انسان و در ساختمان هاى متروك ديده مى شود. از سطح دريا تا ارتفاع ۲۴۰۰ متر زندگى مى كند. به خوبى از درخت بالا مى رود و شنا مى كند. پاهاى بلندش توانايى تعقيب طعمه را به او مى دهد. شنوايى خوبش محصول گوش هاى بزرگى است كه به تعيين موقعيت طعمه كمك مى كند. گرچه عمدتاً صبح زود شكار مى كند اما هم در روز و هم در شب فعال است. بيشتر از جوندگان و پستانداران كوچك مانند خرگوش و نيز از پرندگان زمينى، مار، مارمولك، قورباغه و حشرات تغذيه مى كند و علاوه بر آنها تشى، گوساله چيتال (گوزن خالدار) و نيز بچه خوك وحشى را شكار مى كند و گاهى ماهى مى گيرد. از باقيمانده طعمه ببر مى خورد. در ايران به نوزاد گوزن زرد و شوكا حمله مى كند و به پرندگان آبچر متكى است. براى گرفتن پرندگان در حال پرواز به اندازه قد يك انسان مى پرد. مصريان باستان براى شكار پرندگان آبزى گربه جنگلى تربيت مى كردند و از آنها موميايى هم باقى مانده است. بيشترين فعاليت توليدمثلى شان در اواخر زمستان است، اما فصل توليدمثل مشخصى ندارند. در نواحى جنوبى تر تمام سال با بچه ديده مى شوند و گاه تا دو بار در سال توليدمثل مى كنند. نرها از ماده ها بزرگترند و قلمروهاى بزرگى دارند كه با قلمرو چند ماده تك زى همپوشانى دارد. سروصداى بلند نرهاى عاشق و ماده هاى فحل در اين زمان شنيده مى شود. نرهاى خواستگار با علائم بويايى يكديگر را مى يابند و گاه تا چند نر چندين روز دنبال يك ماده راه مى افتند. دوره آبستنى اش ۶۶ روز طول مى كشد و معمولاً ۳ تا ۵ نوزاد به دنيا مى آورد. هشت هفته به بچه ها شير مى دهد و در سه ماهگى از آنها جدا مى شود. در ۵/۱ تا ۲ سالگى به بلوغ مى رسد. در بوته هاى انبوه يا سوراخ متروك جانوران ديگر لانه مى كند. هنگام استراحت پنجه هاى جلو را از مچ خم كرده زير بدن قرار مى دهد. تا ۱۴ سال عمر مى كند. پوستش طرفدار چندانى ندارد و تنها خطرى كه هم اكنون تهديدش مى كند، از دست دادن زيستگاه است. در مصر به شدت در خطر انقراض قرار گرفته و در ايران جمعيت آن در سال هاى اخير كاهش يافته است. در مناطقى كه محيط زندگى اش با ببر يكى مى شود، به تبع آن تحت حمايت قرار مى گيرد. در شمال ايران از گلستان تا گيلان و در جنوب از خوزستان تا سيستان ديده شده است. |
|
|
|
![]() |
| برچسب ها |
| گربه, گربه جنگلی, گردشگری, حیوانات, طبیعت, طبیعت و توریسم, طبیعت گردی |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
|
|
War Dreams Super Perfect Body Scary Nature Lovers School Winner Trick Hi Psychology Lose Addiction Survival Acts The East Travel Near Future Tech How Cook Food Wonderful Search Discommend
Book Forever Electronic 1 Science Doors The Perfect Offers Trip Roads Travel Trip Time Best Games Of Shop Instrument Allowedly